پنجشنبه نهم فروردین 1386
اعتراض به .... ... برای فیلم جنجالی 300
اعتراض به اعظم علی برای فیلم جنجالی 300
نوشته شده BBC
گروه کثیری از ایرانیان به فیلم 300 اعتراض کردند
اعظم علی خواننده ایرانی که آواز فیلم جنجال برانگیز 300 را خوانده است، در روزهای اخیر متنی بر روی وبسایتش منتشر کرده که از دلایل خود برای مشارکت در تولید این فیلم - که با اعتراض بسیاری از ایرانیان روبرو شده - سخن گفته است. خانم اعظم علی می گوید که با وجود آن که ناراحتی ایرانیان را درک می کند اما معتقد است که آنها برای شناساندن فرهنگ خود به دیگران گام های چندان موثری برنداشته اند. سایت BBC گفتگویی با اعظم علی خواننده ایرانی مقیم لس آنجلس انجام داده که در اینجا می خوانید
مختصری از زندگی و کارتان برای ما بگویید.
من در تهران به دنیا آمدم و از چهارسالگی مادرم من را به هندوستان فرستاد به مدت یازده سال در یک مدرسه شبانه روزی در آن کشور بودم تا اینکه در سال 1985 با مادرم به آمریکا آمدم.
بعد از ورود به آمریکا با استاد منوچهر صادقی که شاگرد صبا بود کار موسیقی کردم و هشت سال از او تعلیم گرفتم.
بعد موسیقی کلاسیک غربی خواندم و از آنجا وارد کار موسیقی شدم. سال 1997 اولین سی دی ام را بیرون دادم. با یک کمپانی آمریکایی قرارداد بستم و هشت سی دی تاکنون از من عرضه شده است.
سبک کارتان را به سبک "نیو ایج" نزدیک می دانند، درست است؟
بله توی ایران آن را به این اسم می شناسند، من در کارهایم خیلی از موسیقی هندی استفاده می کنم با ترکیب های مختلفی موسیقی جدیدی خلق می کنم، الان یک گروه جدید هم دارم به اسم "نیاز" که با همسرم رامین ترکیان شروع کرده ام.
توی این گروه ما هم موسیقی هندی داریم هم ایرانی و هم الکترونیک و از شعرهای مولانا و یا رباعیات اردو استفاده می کنیم.
در چهار سی دی اول بیشتر از صدایم به عنوان یک ساز استفاده کرده ام و کلامی در کار نیست. به همین دلیل بود که برای برنامه های تلویزیونی و فیلم ها به من آوازخوانی پیشنهاد شد.
چطور شد که وارد کار آوازخوانی برای فیلم و تلویزیون شدید؟
من در لس آنجلس زندگی می کنم که فیلم های زیادی در آن ساخته می شوند و حدود هشت سال پیش اولین کارم را در این زمینه انجام دادم و چون همه اینجا همدیگر را می شناسند به من پیشنهاد کار در این زمینه شد.
چند تا از کارهایی را که انجام دادید را نام ببرید.
ماتریکس که همه می شناسند، قصه میلاد مسیح (The Nativity Story) که شهره آغداشلو هم در آن بازی می کند، سریال الینز و خیلی سریال های تلویزیونی دیگر.
چطور شد که برای فیلم 300 به عنوان خواننده انتخاب شدید؟
آهنگسازی که تا به حال چهار تا فیلم با او کار کرده ام، وقتی قرار شد روی فیلم 300 کار بکند پیشنهاد کرد که آوازهای فیلم را من بخوانم. من هیچ چیز در باره آن نمی دانستم....
اولین روزی که من فیلم را دیدم و صحنه هایی که قرار بود من آواز بخوانم را دیدم، خیلی جا خوردم که چرا ایرانی ها را این جوری نشان می دهند و از آهنگساز پرسیدم که این چه نوع فیلمی است و او برایم توضیح داد که این اصلا فیلم تاریخی نیست، بلکه یک فیلم فانتزی است که از روی کتاب فرانک میلر ساخته شده است.
من از او خواستم که صحنه های دیگری از فیلم را هم ببینم وقتی این صحنه ها را دیدم با این که کمی ناراحت شدم ولی دیدم این فیلم واقعا آن قدر فانتزی است که اصلا نمی شود آن را جدی گرفت نه فیلم تاریخی است و نه من این داستان را جدی گرفتم، وگرنه این کار را نمی کردم.
مثلا برای من فیلم اسکندر خیلی ناراحت کننده بود چون آن یک فیلم تاریخی بود و یا بدون دخترم هرگز که یکی از بدترین فیلم هایی است که در هالیوود در باره فرهنگ ایرانی ها ساخته شده است.
چون فکر کردم که این یک فیلم فانتزی است قبول کردم که آوازهای آن را بخوانم.
پس انتظار این همه واکنش اعتراضی ایرانی ها را نداشتید؟
نه اصلا، اگر می دانستم که خیلی از ایرانی ها از اکران این فیلم ناراحت می شوند، این کار را نمی کردم و من متاسفم که این اتفاق افتاده است.
ایرانی های دیگری هم در تولید این فیلم نقش داشتند ولی از هیچ کدام آنها صدایی در نیامد ولی من خودم یک نامه ای را منتشر کردم که از این موضوع ابراز تاسف کردم و دلایل این کار را توضیح دادم.
شما اولین بار فیلم را بصورت کامل کجا دیدید؟
من یک هفته قبل از اکران رسمی آن در پیش اکران که مخصوص سازندگان فیلم بود، فیلم را دیدم.
بعد از آن احساس نکردید که ممکن است ایرانی ها از این فیلم خوششان نیاید؟
چرا اتفاقا من به همراه همسرم رفتیم فیلم را دیدیم و بعد از آن به او گفتم که فکر می کنم این فیلم ایرانی ها را ناراحت کند.
الان که با انتقادات و اعتراضات ایرانیان مواجه شده اید، فکر می کنید اگر از این میزان اعتراضات آگاه بودید باز هم این کار را قبول می کردید؟
سوال خیلی سختی است، خب دیگر کار از کار گذشته، به نظر من حالا که این اتفاق افتاده فرصتی هست که ما ایرانی ها بتوانیم با هم صحبت کنیم. اگر قرار باشد که هویت ملی با یک فیلم فانتزی به خطر افتد نشانگر آن است که ما فقط به تاریخ مان افتخار می کنیم و نه به چیزهایی که الان داریم.
کسانی که با کارهای من در این ده سال آشنایی دارند می دانند که من خودم را به عنوان یک زن ایرانی به اینجا رسانده ام و به فرهنگمان احترام می گذارم و همیشه هم در فعالیت هایی مثل جمع آوری کمک مالی برای زنان افغانستان یا زلزله زدگان بم فعال بوده ام.
اما بعد از این فیلم ایمیل های زیادی حاوی فحش دریافت کردم که این خیلی برای من تاسف بار است.
به نظر شما در این فرصتی که برای گفتگو بین ایرانی ها پیش آمده روی چه نکاتی باید تکیه کرد؟
من در این بیست و خرده ای سال که در آمریکا زندگی می کنم متوجه شده ام که این ها اطلاعات خیلی کمی از فرهنگ ما دارند، بنابر این ما خودمان باید روی این موضوع و شناساندن فرهنگ خودمان به آنها کار کنیم.
ایراد گرفتن و انتقاد کردن کار آسانی است ولی چرا حتی یکی از این کسانی که این ایمیل های حاوی ناسزا را برای من می فرستند حتی ماه پیش که من در فیلم قصه میلاد مسیح آواز خواندم، به من ای میل نزد که بگوید: ما افتخار می کنیم که تو ایرانی هستی و داری در اینجا کار می کنی."
در حالی که ایرانی ها در آمریکا یکی از ثروتمندترین گروه ها هستند من خودم در لس آنجلس یک خانمی را می شناسم که ده سال است تلاش می کند یک مرکز فرهنگی درست کند که در آن کلاس زبان بگذارند برای نسل جدید بچه های ایرانی که فارسی بلد نیستند حرف بزنند و فرهنگ ما را معرفی کند ولی موفق نشده حمایت مالی ایرانی ها را جلب کند.
ببیند من فیلم را دیدم، در تمام صحنه هایی که از مقاومت اسپارت ها در برابر ایرانیان اسطوره سازی می شود صدای آواز شما را می شنویم، این شاید احساس خوبی به یک ایرانی ندهد، شما هم با این موضوع موافقید؟
من دقیقا این حرف را قبول دارم، چون همان طور که گفتم خودم هم که اول فیلم را دیدم همین احساس بهم دست داد.
من توی مصاحبه هایم با رسانه های آمریکایی هم برایشان توضیح می دهم که چرا ایرانی ها از اکران این فیلم احساس ناراحتی می کنند چون ایرانی ها در این فیلم یک ذره هم ماهیت انسانی ندارند.
من می خواهم همین را به ایرانی ها بگویم که چون آمریکایی ها چیزی از فرهنگ ما نمی دانند به خودشان اجازه چنین کارهایی را می دهند چون مثلا امکان نداشت که مشابه چنین فیلمی را در باره سیاه پوستان بسازند چون با اعتراضات زیادی مواجه می شدند.
ولی من می گویم که باید از حد اعتراض فراتر رفت و کاری کرد که بتوانیم فرهنگ مان را به آنها نشان بدهیم چون این اولین فیلمی نیست که ساخته شده و قبل از آن هم فیلم هایی مثل اسکندر ساخته شده بود.
آیا اعتراضات ایرانیان در روزهای اخیر به تهیه کنندگان آن هم منتقل شده است؟
من اتفاقا با چند نفر از کمپانی برادران وارنر صحبت کردم به نظر می رسد که این اعتراضات زیاد به گوش آنها نرسیده است ولی من با چند رسانه آمریکایی در باره این موضوع مصاحبه کردم.
خبرهایی از ایران شنیده می شود که بعضی از جوان ها با اس ام اس به هم خبر داده اند که می خواهند در اعتراض به فیلم در برابر دفتر سازمان ملل تجمع کنند و همین طور فیلم هم با زیر نویس در شبکه مخفی ویدئویی ایران در سطح گسترده ای توزیع شده است، شما برای این معترضان و بینندگان ایرانی فیلم چه حرفی دارید؟
من به آنها می گویم که این قدر فیلم را جدی نگیرید، چون من در وب سایت های زیادی دیدم که خیلی از ایرانی هایی که در خارج هستند هم با من هم عقیده هستند که فیلم را نباید جدی گرفت.
بعد هم کارگردان فیلم هشت سال بود که روی این پروژه کار می کرد و بطور اتفاقی در این موقعیت زمانی فیلم ساخته و اکران شده است.
کسانی را که ناراحت می شوند درک می کنم ولی من به ایرانی بودنم افتخار می کنم و از آنها عذر می خواهم. اما من وقتی صحنه های اولیه فیلم را دیدم زیاد قضیه را جدی نگرفتم حالا هم فکر می کنم باید کارهای عمیق تری برای معرفی فرهنگ مان به دیگران انجام بدهیم.
منبع: سایت BBC
دوشنبه بیست و هشتم اسفند 1385
آهنگ های جدید و قشنگ ...
آلبوم جدید و بسیار زیبای Jennifer Lopez به نام Como Ama Una Mujer
(با دو کيفيت متفاوت + دانلود به صورت يکجا)
فرمت : Mp3 / کیفیت : 128Kbps
دانلود کل آلبوم به صورت يکجا در يک فايل زيپ شده
فرمت : Wma / کيفيت : 64Kbps
آهنگ جدید و بسیار زیبای آرش AP با همراهی مسیح به نام My Love Was You
(با دو کیفیت متفاوت)

فرمت : Mp3 / کیفیت : 128Kbps
Arash Ap Feat. Masih - My Love Was You
فرمت : Wma / کیفیت : 64Kbps
Arash Ap Feat. Masih - My Love Was You
آهنگ جدید امیر تتلو با همراهی شاهکار و حسین تهی به نام بشین کنارم
(با دو کیفیت متفاوت)

فرمت : Mp3 / کیفیت : 128Kbps
امیر تتلو و شاهکار و تهی - بشین کنارم
فرمت : Wma / کیفیت : 64Kbps
امیر تتلو و شاهکار و تهی - بشین کنارم
آهنگ جدید و بسیار زیبای مد متال با همراهی اسلیم (Stev) و محمود به نام تضاد (سبک رپ - متال)
(با دو کیفیت متفاوت)

فرمت : Mp3 / کیفیت : 128Kbps
Mad Metal Feat. Slim & Mahmood - Tazad
فرمت : Wma / کیفیت : 64Kbps
Mad Metal Feat. Slim & Mahmood - Tazad
آهنگ جدید ، متفاوت و فوق العاده زیبای احسان غیبی به نام خیسی چشمات که پیشنهاد می کنم این آهنگ رو حتمآ دانلود کنید
تنظیم : الیاس شیرزاد
(با سه کیفیت متفاوت)

فرمت : Mp3 / کیفیت : 192Kbps
فرمت : Mp3 / کیفیت : 128Kbps
فرمت : Wma / کیفیت : 64Kbps
پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385
به پخش فیلم سینمایی 300 اعتراض کنید ... !؟!؟!
در تازهترین توهین فرهنگی به ایرانیان شرکت «برادران وارنر» دست به ساختی اثری سراسر دروغ و غیرمستند از تاریخ جهان زده است. این فیلم که با نام «300» از 3 روز پیش در سینماهای جهان به نمایش عمومی درآمده، «ايرانيان» را افرادي وحشي، نادان، خون ريز و غيرمتمدن و «يونانيان» را افرادي بسيار غيور، شريف و دلاور معرفي كرده است.
به گزارش خبرنگار «بازتاب»، در پوستر اين فيلم نيز از نام فيلم «300» با طراحی خاصی مشابه كلمه انگليسي باغ وحش (ZOO) استفاده شده است. كارشناسان سينمايي ساخت اين فيلم و نمايش آن در چنين زمان حساسي را همراه با اهداف سياسي دولت آمريكا قلمداد ميكنند و بر اين باورند كه هدف از نمايش اين فيلم در نهايت به تحريك افكار عمومي بر ضد ايران و فرهنگ و تمدن ايران زمین منجر خواهد شد.
كمپاني هاليوودي «برادران وارنر» این فيلم را بر اساس كتابي از «فرانك ميلر» ساخته که پس از «بي باك» و «شهرگناه» سومين اثر سينمايي است كه از روي كتابهاي كميك استريپ فرانك ميلر ساخته است. با اين تفاوت كه اين فيلم در مورد جنگی ميان شاه يوناني (لئونيداس) در برابر خشايار شاه ايراني است که با ارتشی 120 نفري رخ میدهد.
فيلم «300» به تهيهكنندگي «فرانك ميلر»، «دبوراه اسنايدر» و «كرايج.جي.فلورس» و به كارگرداني «زاك اشنايدر» ساخته شده است. در اين فيلم كه قرار است 9 مارس اكران عمومي آن آغاز شود، بازيگراني چون «جرارد باتلر»، «لنا هيدي»، «مايكل فسنبدر»، «وينسنت ريگان» و «دومنيك شوست» ايفاي نقش ميكنند.
«زاك اشنايدر»، كارگردان هاليوودي در فيلم جنگي، تاريخي «300» تلاش كرده تا روايت تاريخي مبارزه خشايارشاه اول، پادشاه ايران با «لئونيداس»، شاه اسپارت را به تصوير بكشد.
داستان فيلم، جنگ ایران و یونان در میدان جنگ ترموپیل (گردنه معروفی در یونان، بین کوه اویته و خلیج مالیک) است. جایی که پادشاه اسپارتی یعنی لئونیداس ارتش 300 نفری خود را علیه ارتش عظیم ایرانیان تجهیز کرد تا مقابل سپاه خشایار شاه ایستادگی کنند. اما گوژپشتی دروازههای شهر را به روی لشگر ایران باز میکند.
براساس روايت هرودت از تاريخ، این 300 اسپارتی توانستند، با مقاومت در برابر لشگر عظیم خشایارشاه 3 روز مانع آنها شوند، اما در نهايت شکست خوردند. بنابر اين روايات همین دفاع 3 روزه باعث اتحاد یونانیان علیه ایرانیان و آغازی شد برای دموکراسی یونان و در نهايت شکست خشاريارشاه در نبردهای بعدی. [...] گذشته از نکات تاريخی آزاردهندهترين قسمتهای 300، تصوير ايرانيان است. در اين فيلم سپاه ايران افرادی هستند مشابه وحشیها و موجودات نفرتانگيز ارباب حقهها يعنی «اورکها». کسانی که جز کشتن نمیدانند و از نظر مغزی هم موجوداتی هستند در رديف غولهای ابله داستانهای هری پاتر که البته در برابر 300 نفر يونانی خوشتيپ و فداکار زمينگير میشوند.
در ساخت اين فيلم فاصله داستان تا واقعيت به حدي زياد است كه حتي خشايار به صورت يك پادشاه آفريقايي به تصوير كشيده شده است!
شيوه فيلمسازي كامپيوتري است و هنرپيشگان واقعي در صحنههاي مجازي نقشآفريني ميكنند. سعی شده موسيقي جذاب و تركيب مناسب با صحنههاي كامپيوتري نبردها تصاوير تابلوهاي نقاشي را تصویرسازی کند كه فروش فوقالعادهاي را براي سازندگانش پيشبيني كرده است.
هموطن ایرانی در تورنتو از دیدن فیلم 300 چنین می گوید:
همین الان از تماشای اولین سانس نمایش عمومی 300 برگشتم. اینها نکتههایی هستند که در نگاه نخست به نظرم رسیدند. البته اینها مواردی هستند که ارتباط زیادی با روایت تاریخی فیلم و چیزهایی که این روزها راجع به فیلم مطرح میشوند ندارند. اما به هر حال در مورد چنین چیزهایی هم تا به حال کسی چیزی ننوشته:
1- اصلا دیدن فیلم را به هیچ کسی توصیه نمیکنم. اگر فکر میکنید با وجود همه اشتباهات وحشتناک در روایت صحیح تاریخ بازهم با یک فیلم خوش ساخت و خوب طرف خواهید بود، کاملا در اشتباهید. اصلا انتظار شاهکاری مثل Sin City را نداشته باشید. آخر آن با نسخه دست دوم گلادیاتور طرف خواهید بود. خیلی از صحنههای فیلم بیشتر شبیه به صحنههای گلادیاتور بودند. داستان فیلم هم چیز زیادی ندارد.
2- چیزی که بیشتر از نادرستی روایت تاریخی فیلم آزار دهنده است، تاکید احمقانه و کلیشهای فیلم روی مفاهیمی مثل آزادی و دموکراسی است. تمام مدت فیلم یونانیهای آزاداندیش، آزادی دوست، دموکرات منش و درباره ضرورت حضور چنین چیزهایی و نابودی بدی هایی مانند بردهداری و ظلم و تاریکی که به ایرانیها ربط پیدا می کند، صحبت میکنند.
3- شاه لئونیداس، قهرمان داستان و نقش نخست است و اصولا روی روال چنین فیلم هایی خوش تیپ، شجاع، چشم آبی است و با ارتش با معرفت اسپارتا که همه آنها هیکلی ساخته و پرداخته مانند ورزشکاران کشتیکج دارند. اصولا جمع دو متغیر عقل (و سایر عواملی مثل قدرت استدلال و این جورچیزها) و هیکل برای همه انسانها یک عدد ثابت است. بنابراین همانطوری که تصور حضور یک بدن ساخته در میادین علمی کار خیلی خیلی سخت و عجیبی است، شنیدن کلماتی مثل آزادی و این جور چیزها (که حداقل به 5 دقیقه فکر کردن نیاز دارند) از این غول هایی مانند شاه لئونیداس و به اصطلاح ورزشکاران اسپارتی کمی عجیب است.
4- شاه لئونیداس و سپاه فداکار و جان بر کفش با وجود تمام آزادی خواهی هیچ رحم و مروتی ندارند و اصولا از انسانیت فقط همین آزادیاش را بیان کرده و سخت به دنبال آدم کشی هستند. در خیلی از صحنههای فیلم، شاه لئونیداس و بقیه ارتش 300 نفره با آزادی و دموکراسی تمام مشغول تکه تکه کردن سربازهای ارتش خشایار شاه هستند. در یک صحنه از فیلم هم ارتش جان بر کف اسپارت با لذت تمام مجروحها و زخمیهای ارتش ایران را میکشند، شاه لئونیداس هم بالای سرشان سیب گاز میزند.
5- گوژپشتی معروف فیلم که نه چشم آبی دارد نه قد بلند نه شکم شش تکه و نه قیافه خوبی، همه آتشها را روشن می کند. در جایی از فیلم که او از حضور در ارتش اسپارت سرخورده شده راهش را کج میکند و بی مقدمه جایی می رود که خشایارشاه در حرمسرایش منتظر او نشسته تا به لئونیداس خیانت کند.
خشایارشاه هم برای او را به دست بیاورد به او وعده مال دنیا و دختران زیبا را میدهد. تصویری که از دخترهای خوشگل مورد نظر خشایار شاه میبینید زیاد چیز جالبی نیست. بیشتر با یک مشت بازیگر فیلم مستهجن طرف هستید.
از آن طرف درست در صحنه بعدی زن زیبای شاه لئونیداس را میبینید که در غیاب شوهرش به هر دری میزند که بقیه ارتش را هم به کمک 300 دلاور شجاع بفرستد. این تفاوت بین تصویری که از زن در دوطرف ماجرا نشان داده شده و همینطور ترتیب این صحنهها خیلی حساسیت برانگیز است.
6- در همان صحنه، وسط همه این ماجراها یک قلیان هم میبینید. باز صد رحمت به معرفت کارگردان که هوای خشایار شاه را داشته و با وجود اینکه قلیان در آن زمان هنوز اختراع نشده بوده برایش یک قلیان هم چاق کرده است!
7- لهجه عربی سربازهای ارتش خشایار شاه هم جالب است. در واقع سازندگان فیلم سعی کردهاند که از بین نوشتههای خندهدار لهجه یک نفر را هم مشخص کنند.
8- آخر فیلم آن جایی که شاه لئونیداس با ارتش خود روی زمین افتادهاند، اگر کمی دقت کنید متوجه خواهید شد که لباس های زیرشان خیلی شبیه به لباس های امروزیاست. طوری که حتی دوختهای ریز روی آنها هم شبیه به مدل های امروزی است.
هموطن دیگری در وبلاگ خود نوشته:
فیلم 300 را امروز دیدم، با توجه به اینکه کتاب 300 را خوانده بودم چندان غیر منتظره نبود. مسلما اگر کتاب را نخوانده بودم و از جزئیات آن اطلاع نداشتم پروژه 300 رو شروع نمیکردم. فیلم کاملا مطابق با کتاب ساخته شده بود، همانطور که از قبل نیز اعلام شده بود.
شاید بزرگترین شوک فیلم برای من گرفتن ابهت و لخت کردن شخصیت خشایار شاه از این صلابت بود. شخصیت خشایار شاه در فیلم، علاوه بر زیورآلات که در کتاب هم دارد، با آن خط چشم و ابروهای تاتو شده و ناخن های بلند و بد قواره گی و حرکت های زنانه، شبیه یک دوجنسی است که نگاه کردن به او نیز چندش آور بود.
موجودات مشمئز کننده دیگر که لشکریان ایرانی نامیده می شدند، وضعی بهتر نداشتند. تصاویر پر بود از سیاه چهرگانی کریه، غول هایی انسان نما و سربازان بی قابلیتی که حتی قادر به کشتن یک مورچه هم نبودند و خود بسان مور و ملخ توسط 300 اسپارتی کشته می شدند. تنها گارد ویژه سلطنتی ایرانیان یا همان Immortal بودند که هیبتی قدرتمند داشتند.
از این شخصیت پردازی که بگذریم، تم تکراری در فیلم، نبرد بین آزادی و بردگی است. ایرانیان همگی برده هستند و یونانیان آزاده. ایرانیان آمده اند تا از یونانیان برده بسازند و تنها راه نجات آزادی و آزادگی در جهان پیروزی یونانیان است. توهین و تحقیر و تحمیق ایرانیان از زبان اسپارتی ها هم یکی از موضوعاتی است که مرتب (و گاهی در قالب طنز) تکرار میشود.
تمامی اینها در راستای یک داستان یا کتاب کمیک چندان غیرعادی نیست. ولی چیزی که خیلی از منتقدان را نیز به نقد واداشته، این است که فیلم خود را بسیار جدی تر از یک اقتباس طنز فرض می کند و در حالی که این یک-سویه نگری محض داستان فیلم را به جوک تبدیل کرده (جوکی که از دید بسیاری از منتنقدان پنهان نمانده) و خود را در زمره شاهکارهای داستانی سینما می پندارد.
ولی نکته اینجاست که با وجود ضعف آشکار داستان، جذابیت های تصویری و نحوه ارائه آن باعث شده که تماشاچی معمولی، متوجه ضعف داستان نشده و با هیجان هر چه تمامتر با اسپارتیها همذاتپنداری کند. لذتی که تماشاچیان خارجی از تماشای کشته شدن باشکوه و خونین دشمنان توسط اسپارتی ها و تکه اندازی آنها برای تحقیر دشمن می بردند (که در یکی دو مورد با کف زدن و تشویق بلند همراه بود) ناخوداگاه برای تماشاچی ایرانی آزار دهنده است.
هر چند که تماشاچیها فقط به خاطر دیدن تصاویر باشکوه خشونت لذت میبرند و برایشان تفاوت چندانی نمیکند که آن وحشیهایی که کشته میشوند کجایی هستند. اما اینکه این بار دشمنان ایرانی هستند، دست کم در ناخودآگاه خیلیها تاثیر بدی خواهد گذاشت.
به نظر میرسد با سوءاستفادههایی لذیذی که یونانی ها با کمک هالیوودیها در این سالها در فیلمهای تولیدی از فرهنگشان بردهاند، ما تنها نشسته و تماشا کردهایم و به رغم توانمندیهای مناسب سینما، تلویزیون و هنرمندان ایرانی برنامهای برای ساخت اثرهای تاریخی در مورد ایرانیان هزاران سال پیش نداریم و این ضعف موجود فضایی مناسب برای سوءاستفاده معاندان تاریخی با گذشته درخشان ایرانیان شده است.
گذشته از این که باید به نقش بسیار ضعیف بخشهای فرهنگی کشور در حمایت و گسترش شاخصهای میراث فرهنگی اشاره کرد، باید دید نقش دستگاههای فرهنگی مانند سازمان ارتباطات اسلامی، وزارت ارشاد اسلامی و سایر دستگاههای فرهنگی برای احقاق و اثبات حقوق ایرانیان چیست و راهکارهای مناسب اطلاع رسانی به مردم جهان پیشبینی شده است.
بیشک توانمندی دستگاههای برشمرده از چند صد ایرانی عاشق و وبلاگهای ایران دوست بیشتر است، اما چگونه میشود که تلاش خالص هموطنان ایرانی در داخل و خارج با راهاندازی اعتراضنامه، بمب گوگلی، نوشتن مقالات و راه اندازی سایتهای مشابه برای اطلاعرسانی به مردم جهان بیشتر خودش را در جهان رسانههای امروز نشان میدهد، جای بسی شگفتی است!
دو هفته پیش تلویزیون دانمارک برای چهارمین بار در طول مدت کوتاهی به بهانه نداشتن فیلم ایرانی در بخش سینمای ایران خود، فیلم سراسر دروغ و ضد ایرانی «بدون دخترم هرگز» را پخش کرده که با اعتراض نماینده فرهنگی کشورمان چنین توضیح دادهاند: «چون فیلم ایرانی نداریم و توان مالی خرید آن را هم نداریم، این فیلم را پخش میکنیم!» 
در جهان مدافع تمدن امروز که «یونسکو» برای ساخت برج «جهان نما» و نصب دکل در حاشیه «آرامگاه فردوسی» میتواند، تهدید کرده و تاثیرگذار باشد، در این مورد نیز باید با حضور نماینده فرهنگی کشورمان به هدف دفاع از فرهنگ و میراث ارزشمند ایرانیان وارد عمل شود.
به جاست بخشهای فرهنگی کشورمان با دقت و البته درایت بیشتری ضمن گسترش محصولات فرهنگی و هنری کشورمان در سراسر جهان بتوانند در برابر چنین حملههای فرهنگی به میراث ایرانیان، اطلاع رسانی مناسبی را به مردم جهان ارایه دهند.
به رغم همه تلاش دانشجويان و ايرانيان سراسر جهان تاكنون از سوي مقامات ايراني خبري در خصوص تلاشهاي انجام شده برای جلوگیری از نمايش اين فيلم منتشر نشده است.
برگرفته از وبلاگ لوگوی ماهی
یاداشت های یک آدم کمی معمولی
به پخش فیلم سینمایی 300 اعتراض کنید
پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385
یه سری موزیک جدید ...

Alireza And Hamidreza - Naarafigh 2 Album
Track#01 - Naarafigh 2
Track#02 - Zendooni
Track#03 - Sarbaar
Track#04 - Vasiyat Naame
Track#05 - Be Naame Man - Be Kaame To
Track#06 - Havaei
Track#07 - Park Mamnoo
Track#08 - Dokhtar Farari
Track#09 - Ye Dokhtare 3Sale
Track#10 - Ma Do Ta
فورمت: Mp3 -192 kb/s
لينك منبع

Farhad JavaherKalam - Hishki Mesle To Nemishe Album
Track#01 - Hishki Mesle To Nemishe
Track#02 - Ba Ye Cheshm Beham Zadan
Track#03 - Mikham Hame Donya Ino Bedoonan
Track#04 - Tanha
Track#05 - Jaye To Inja Khaliye
Track#06 - Kheily Delam Tange Barat
Track#07 - Az Cheshme To Mibinam
Track#08 - Cheshmam Toro Gerefte
Track#09 - Yadet Nare
Track#10 - Akharin Eshghe Hamishe
فورمت: Mp3 -192 kb/s
لينك منبع

Navid & Omid - Faryad Album
Track#01 - Chi Mishod
Track#02 - Ghasedak
Track#03 - Goriz Feat. Ebi
Track#04 - Sayeye Eshgh
Track#05 - Eshghe Javid
Track#06 - Chera
Track#07 - Roof On Fire ( Feat. Daad
Track#08 - Entezar
Track#09 - Delet Miad
Track#10 - Farda Ye Rooze Digast ( Feat. Jasmin
فورمت: Mp3 -192 kb/s
لينك منبع

Hamid Askari - Coma Album
Track#01 - Talaafi
Track#02 - Ghesmat
Track#03 - Delam Gerefte
Track#04 - Baaroon
Track#05 - Khaatere
Track#06 - Sange Ghoroor
Track#07 - Ki Avaz Shode
Track#08 - Tane
Track#09 - Baavar
فورمت: Mp3 -192 kb/s
لينك منبع ![]()
پنجشنبه بیست و چهارم اسفند 1385
تقدیم به شما عزیزان بمناسبت نزدیک شدن یه سال نو ...
یکشنبه بیستم اسفند 1385
آهنگ جدید و زیبای گروه فارز با همراهی شهرام کاشانی
آهنگ جدید و زیبای گروه فارز با همراهی شهرام کاشانی به نام Persianality
(با دو کیفیت متفاوت)

فرمت : Mp3 / کیفیت : 128Kbps
Farez Feat. Shahrum Kashani - Persianality
فرمت : Wma / کیفیت : 64Kbps
دوشنبه چهاردهم اسفند 1385
3 آهنگ جدید و بسیار زیبا از RapKNot
۳ آهنگ جدید و بسیار زیبا از RapKNot به سبک رپ - پاپ
(با دو کیفیت متفاوت)

دانلود هر سه آهنگ در یک فایل زیپ شده (دانلود غیر مستقیم)
فرمت : Mp3 / کیفیت : 128Kbps
Night Wolf Feat. Ashkan A2 & Dr.K.Ok - Eshgham Mord
فرمت : Wma / کيفيت : 64Kbps
Night Wolf Feat. Ashkan A2 & Dr.K.Ok - Eshgham Mord

چهارشنبه نهم اسفند 1385
یه غشق سنج باحال !!
.
چهارشنبه نهم اسفند 1385
چند سری موزیک توپ و باحال و جدید (3) !!!
آهنگ جدید و زیبای گروه اقیانوس (سینا نرگال و امیر تتلو) به نام قوی تر از همیشه
(با دو کیفیت متفاوت)
فرمت : Mp3 / کیفیت : 128Kbps
Oghiyanoos (Nergal & TataloO) - Ghavitar az Hamishe
Oghiyanoos (Nergal & TataloO) - Ghavitar az Hamishe (دانلود غیر مستقیم - فایل زیپ شده)
فرمت : Wma / کيفيت : 64Kbps
Oghiyanoos (Nergal & TataloO) - Ghavitar az Hamishe
آهنگ جدید و بسیار زیبای Ronil و Solly به نام چرا من تنهام سبک R&B . ضمنآ منتظر موزیک ویدیو این آهنگ باشید
(با دو کیفیت متفاوت)
فرمت : Mp3 / کیفیت : 128Kbps
Ronil & Solly - Chera Man Tanham
فرمت : Wma / کيفيت : 64Kbps
دوشنبه هفتم اسفند 1385
چند سری موزیک توپ و باحال و جدید (2) !!!
آهنگ جدید و بسیار زیبای شاهین فلاکت با همراهی آرمین 2afm و رضایا به نام خیالت راحت به سبک رپ - پاپ
(با دو کیفیت متفاوت)

فرمت : Mp3 / کيفيت : 128Kbps
Felakat Feat. 2afm & Rezaya - Khialet Rahat
فرمت : Wma / کيفيت : 64Kbps
Felakat Feat. 2afm & Rezaya - Khialet Rahat
موزيك ويدئو جديد و بسيار زيباي رضا پيشرو و سعيد و محمود به نام روز اول به همراه آهنگ اين موزيك ويدئو (سبک رپ - پاپ)
(آهنگ با ۲ كيفيت متفاوت)

موزيك ويدئو
رضا پيشرو و سعيد و محمود - روز اول
آهنگ
MP3 - 128 Kbps
رضا پيشرو و سعيد و محمود - روز اول
WMA - 64 Kbps
رضا پيشرو و سعيد و محمود - روز اول
>> نظر یادتون نره ... <<
شنبه پنجم اسفند 1385
چند سری موزیک توپ و باحال و جدید !!!
آلبوم جدید و بسیار زیبای محشر (دی جی مریم) به نام محشر
(با دو کيفيت متفاوت + دانلود به صورت يکجا)
دانلود کل آلبوم به صورت یکجا در یک فایل زیپ شده
فرمت : Mp3 / کیفیت : 128Kbps
فرمت : Wma / کيفيت : 64Kbps
آهنگ جدید و بسیار زیبای امیر و شاهین فلاکت به نام از سر خط
(با دو کیفیت متفاوت)
فرمت : Mp3 / کيفيت : 128Kbps
فرمت : Wma / کيفيت : 64Kbps


فرمت : Mp3 / کیفیت : 128Kbps
فرمت : Wma / کيفيت : 64Kbps

فرمت : Mp3 / کیفیت : 128Kbps
احسان غیبی و بی باک - دستات اشکات
احسان غیبی و بی باک - دستات اشکات (دانلود غیر مستقیم - فایل زیپ شده)
فرمت : Wma / کيفيت : 64Kbps
احسان غیبی و بی باک - دستات اشکات
|
| |
|
و بلاخره جنجالي ترين آلبوم سال با صداي حميد عسکري به نام کما به همراه مصاحبه ي جديد ايشون (با سه کيفيت متفاوت + دانلود به صورت يکجا)
توضيح : اين آلبوم چندي پيش به اشتباه به نام علي رضا فرد از اين وبسايت و به نام شادمهر در جاهاي ديگر پخش شد . در واقع خواننده ي گم نام ما حميد عسکري هست . اين آلبوم از نظر تنظيم و ميکس و مستر خيلي بهتر و قوي تر از آلبوم قبلي هست که پخش کرديم و هم کامل تر هست . پيشنهاد مي کنم اين آلبوم فوق العاده زيبا رو از دست ندهيد . فرمت : Mp3 / کيفيت : 192Kbps دانلود کل آلبوم به صورت يکجا در يک فايل زيپ شده
فرمت : Mp3 / کیفیت : 128Kbps دانلود کل آلبوم به صورت یکجا در یک فایل زیپ شده فرمت : Wma / کيفيت : 64Kbps << دانلود مصاحبه >> | |
سه شنبه نوزدهم دی 1385
|
آهنگ جدید محسن یگانه و محسن چاوشی به نام نفس بریده ( new version ) |
شنبه بیست و پنجم آذر 1385
خدای جنگ - God Of War
با سلام احتمالا شما حتی برای یکبار هم که شده اسم بازی خدای جنگ را که ساخت شرکت سونی است شنیده اید . امروز در نظر دارم تا تاریخچه اصلی این رویداد را به زمان روم باستان تعلق دارد را برای شما بازگو کنم .

«نگاهى نزديك به افسانه ها و داستانهاى يونان باستان در بازی God of War»
اولين نكته مهم در ساخت هر بازى بدون شك داستان و مسير حركتى آن در طول بازى است و اين قسمت از اولين فاكتورهاى انتخاب يك بازى خوب و به ياد ماندنى در ذهن بازيكن مى باشد و در اين ميان ديده شده است كه هرچه داستان به واقعيت و دنياى ما نزديكى بيشترى داشته باشد محبوبيت آن افزايش مى يابد و باز هم اگر چاشنى كمى تخيل و آينده نگرى در آن گنجانده شود اين معجون داستانى جذابيت دوچندانى به دست خواهد آورد. اما داستان يك بازى جايى به اوج خود ميرسد كه چاشنى تخيلات جاي خود را به افسانه ها و قهرمانان ملل جهان مي دهند و بازيكن آن ديدارى كه قرن ها يك ملت براى به حقيقت پيوستن افسانه هاى خود داشته اند را پيش روى آنان قرار مي دهد. به انجام رساندن اين امر با تمام زيبايى هايش بسيار سخت و دشوار است زيرا تيم نويسنده بايد تحقيقات فراوانى را بر روى عقايد و افسانه هاى آن قوم انجام دهد و كمترين دخل و تصرفى در اصل موضوع صورت نپذيرد. حال تيم داستان نويسى سونى به سوى يونان رفت و با تحقيقات چند ساله بر روى عقايد و داستان هاى مردم اين سرزمين توانست بازى بزرگ و تاريخى God of War را به تمام بازيكن ها و حتى دوستداران تاريخ جهان عرضه كند. در اينجا براى شما خط داستانى بازى از قبل تا انتها بيان مي شود كه اين نوشته ها يك سند تاريخى نيز به شمار مي رود و ريشه در عقايد مردمان يونان باستان دارد.
«ابتدا و منشا خدايان»
آشفتگى ، بى نظمى و نابودى شگفت انگيزى تمام جهان را احاطه كرده بود و جريان آبى بى پايان بوسيله خداى اقيانوس رها شده بود كه بخشى از قلمرو خدايى به نام يورينوم (Eurynome) را در بر مي گرفت. يورينوم خداى همه چيز بود و تمام موارد را بدون اشكال اجرا مي كرد. او با بهم آميختن يك مار بزرگ و قوى و باد شمال ، خداى عشق ، اروس (Eros) كه به عنوان اولين تولد خدايان ناميده مى شد را به وجود آورد.
يورينوم با رقص موج هاى اقيانوس آسمان را از زمين جدا ساخت و جهانى واقعى بر روى زمين وسيع بنا كرد و موجوداتى عجيب و غريب مانند حورى ها ، موجوداتى درنده و حتى درستكار و به همان ميزان موجوداتى حيوانى و هيولاهايى بزرگ در آن قرار داد. او در ادامه آفرينشش مادر زمين ، خداى آسمان اورانوس (Uranus) تجسمى از آسمان و ملكوت (بهشت) ، جهنم ، خداى تاريكى و ناحيه اى وحشتناك در زير زمين به نام گايا (Gaia) را آفريد.
با به هم آميختن و پيوند گايا و اورانوس ، خداى خورشيد متولد شد و همچنين نژادى از غول هاى ترسناك و مخوف و بسيار مكار و حيله گر به نام كرونوس (Kronus) به وجود آمد. گايا و اورانوس به كرونوس هشدار دادند: كه اى پليدى ، روزى يكى از فرزندانت بر قدرت تو غلبه خواهد كرد. كرونوس با شنيدن اين جمله فرزندانش را بلعيد تا از وقوع اين اتفاق جلوگيرى كند. اين عمل باعث خشم و عصبانيت بسيار گايا شد و هنگامى كه جوان ترين فرزند كرونوس به نام زئوس (Zeus) متولد شد و بعد از آن كرونوس همسر خود با نام رها (Rhea) را نيز بلعيد گايا سنگى را در قنداق پيچيد و به جاى فرزندش به كرونوس داد تا ببلعد. اين كار گايا براى كرونوس بسيار رضايت بخش بود كه فرزندش را خود او قربانى مي كند اما خبر نداشت كه به جاي فرزندش سنگى را بلعيده است. اين عمل گايا را قادر ساخت تا زئوس را از چنگ پدرش در آورده و به او جان ببخشد.
زئوس بزرگ شد و به سرعت به مبارزه با كرونوس ستمگر پرداخت. كرونوس نمي دانست مبارز جديد پسر خودش است. زئوس براى شكست پدرش به كمك خواهر و برادر هايش احتياج داشت و در حيله اى متيس (Metis) كه اولين همسر زئوس بود دارويى تهوع زا در غذاى كرونوس ريخت و اين كار باعث شد پنج فرزند قبلى او به نام هاى هستيا (Hestia) و دمتر (Demeter) و هرا (Hera) و هيدز (Hades) و پوزيدون (Poseidon) از دهان او خارج شوند. آنها با كمك يكديگر و هدايت زئوس موفق به شكست دادن پدر خود شدند و او را به بيابان روح هاى شكست خورده و سرگردان تبعيد كردند.
زئوس بعد از پيروزى بر پدر خود بر برادران و خواهرانش نيز مسلط شد و جهان را بر اساس ميل خود به قسمت هاى كوچكى تقسيم كرد. او خود را خداى خدايان ناميد و مكانى بزرگ و زيبا براي خود و خدايان مورد علاقه اش در كوهى با نام المپ (Olympus) در تسال (يونان) بنا كرد و باقى خدايان در زير كوه قرار گرفتند.
زئوس خود را خداى آسمان و تمام پديده هاى آن مانند ابر و طوفان قرار داد و هستيا را خداى آتشدان گمارد و به برادر خود پوزيدون فرمانروايى درياها را اعطا كرد. دمتر خداى بارورى شد و هرا خواهرش خداى ازدواج و زايمان قرار گرفت و هيدز برادر ديگرش خداى مردگان شد. بعد از گذشت مدتى زئوس با خواهر خود هرا ازدواج كرد كه حاصل آن تولد دو بچه دوقلو و بسيار شبيه يكى دختر و ديگرى پسر بود. آتنا (Athena) نام دخترش قرار گرفت و خداى علم و زيبايى شد و پسرش آرس (Ares) نام گرفت و خداى جنگ ناميده شد.
«رقابت آتنا و پوزيدون»
زمان ها مي گذشت و در يونان پادشاهى با نام ككروپس (Cecrops) شهرى بنا ساخت كه پيشبينى مي شد به شهرى بسيار موفق و مشهور تبديل شود و همين امر باعث شد تا بسيارى از خدايان به اين فكر افتادند تا حاكم آن شوند و بين آنها درگيرى ها آغاز شد. در انتها آتنا دختر زئوس و عموى وى پوزيدون در اين كشمكش باقى ماندند و براي حل اين مسئله قرار گذاشتند تا هر يك هديه اى به شهر بدهند و هديه هر كس با ارزش تر و بزرگتر بود حاكم شهر شود. پوزيدون كه خداى درياها بود رودخانه اى را در شهر ايجاد كرد و قول يك ناو بسيار بزرگ داد و آتنا درخت زيتونى كاشت و گفت هركس كه بخواهد مي تواند از آن براي ايجاد آتش ، خوردن و مصارف ديگر استفاده كند. با اين هديه آتنا توانست در رقابت پيروز شود و شهر به افتخار او آتن (Athen) ناميده شد.
«معبد پندورا (Pandora)»
سه خداى اصلى: زئوس ، هيدز و پوزيدون به نزد معمارى به نام پاتوس وردس سوم (Pathos Verdes III) كه فردى وفادار و معمار خدايان بود رفتند و به او گفتند معبدى را در گرد خانه جعبه پندورا بسازد كه قدرت كافى براي كشتن يك خدا را داشته باشد. اين معبد بزرگ ساخته شد و همراه جعبه پندورا بر پشت كرونوس كه در بيابان روح هاى سرگردان تبعيد بود قرار گرفت و به او دستور داده شد معبد زنجير شده بر پشت خود را تا لحضه مرگ به دوش بكشد. وردس معمار معبد نيز در زمان ساخت معبد يكى از پسرانش را از دست داد و پسر ديگرش نيز ديوانه شد و به صحراى گمراهى گريخت. او كه با از دست دادن پسرانش اعتقاد خود به خدايان را از دست داده بود ابتدا همسر خود را در بستر با فرو كردن چاقويى در سينه اش كشت و سپس خود او نيز خودكشى كرد و در نامه بجا مانده از وى مشخص شد كه او در ساخت معبد به خدايان خيانت كرده است.
اولين فردى كه سعى در دستيابى به جعبه پندورا را داشت يك سرباز ناشناس يونانى بود كه درون معبد توسط دام هاى گذاشته شده كشته شد و خدايان او را نفرين كردند تا ابد به دروازه معبد بنگرد و آن را بر روى كسانى كه فكر ميكنند آنقدر شجاع و دلير هستند تا از دام هاى معبد عبور كنند و به جعبه پندورا دست يابند باز كند. از آن زمان به بعد افراد بسيارى سعى در دست يافتن به جعبه پندورا داشتند ولى هيچ كدام موفق به اين عمل نشدند و جسد آنها از درون معبد جمع و در آتش سوزانده ميشدند و روح آنها تا ابد بعنوان دشمنان درون معبد به مبارزه با افرادى كه وارد آن مى شدند مي پرداختند و به آنها بدن سوزان گفته مي شد.
«اصالت كراتوس»
بيشتر مردم از اصليت كراتوس چيزى نمي دانند و بر خلاف فكر مردم نسبت به وى، او عضو اسپارتان (Spartan) نيز نمى باشد. او بصورت نامشروع از مادرى به نام شاند (shunned) و پدرى كه هويت او را هنوز نمي داند متولد شده است. مادر كراتوس همواره از بازگو كردن نام پدرش خوددارى مى كرد و چون كراتوس فرزندى نامشروع و حرام زاده بود مردم شايعات بسيارى در مورد پدرش و فرار او مى گفتند و اين باعث شده بود كراتوس گستاخ و بى پروا شود. مادر كراتوس با ديدن اين وضعيت ، زندگى خود و فرزندش را در خطر مي ديد و به همين دليل به روستاى اسپارتا مهاجرت كردند. در دوران اقامت در روستا مادر كراتوس دومين فرزند خود را نيز به دنيا آورد. كراتوس و برادرش اختلاف سنى كمى با يكديگر داشتند و در دوران كودكى و نوجوانى اعضاى جدا ناشدنى از يكديگر بودند تا زمانى كه كراتوس به عضويت ارتش در آمد و همه چيز تغيير كرد. آنهايى كه از لحاظ جسمى و روحى قوى بودند به ارتش پيوستند و افراد ضعيف تر به كوه هاى خارج از اسپارتا فرستاده شدند تا از خود محافظت كنند. بدبختانه برادر كراتوس از دسته دوم بود و به كوه ها فرستاده شد و طى زمان كوتاهى در آنجا جان باخت و به عالم مردگان رفت. وى با مردنش حس انتقام جويى شديدى در دنياى مردگان نسبت به برادش كراتوس پيدا كرد و همواره در فكر كشيدن نقشه اى براى از بين بردن برادرش بود اما كارى از وى ساخته نبود.
كراتوس به فرماندهى ارتش رسيد. لشكر او را در ابتدا پنجاه سرباز تشكيل مي دادند اما طولى نكشيد كه لشكر وى به بيش از هزاران نظامى ورزيده رسيد. جنگيدن براي افتخار اسپارتان روش وحشيانه اى بود براى كشتار مردمان بى دفاع ، و او ظالمانه در مسير خود همه جا را به خاك و خون مى كشيد.
«جنگ با سپاه باربارين (Barbarian) آدم هاى وحشى»
كراتوس شكست ناپذير بود و در تمام جنگ ها پيروز و با كشت و كشتار فراوان شهر ها را فتح مي كرد تا اينكه بزرگترين نبرد كراتوس درگرفت. از سمت شرق گروه عظيمى از نظاميان باربارين به اسپارتا و تمام يونان حمله ور شدند و سپاه كراتوس به منظور مقابله با آنان راهى ميدان نبرد شد. كراتوس مانند هميشه در انتظار يك پيروزى ساده بود اما اشتباه مي كرد. با تمام نظم سپاه اسپارتان آنها قادر به مقابله با گروه وحشى و بى رحم باربارين نبودند. باربارها اسپارتا را تصرف كردند و مردم آن را به طرز وحشيانه اى قتل عام كردند.
كراتوس و سردسته باربارين با يكديگر مواجه شدند و مبارزه سختى بين آنها درگرفت و پس از دقايقى مبارزه نفس گير و سخت كراتوس تسليم شد و رهبر باربارين پتكش را بالا برد تا سر كراتوس را هدف قرار دهد ، در اين زمان كراتوس به ناچار آرس (خداى جنگ) را صدا زد و از او كمك خواست. آرس هديه اى مخصوص به كراتوس داد )شمشير .(Chaos اين شمشير در آتش كوره هيدز ساخته شده بود و كراتوس به منظور نشانه بندگى خداى جنگ ، شمشير را با زنجيرى به دست خود وصل كرد. كراتوس در اولين آزمايش اسلحه جديد خود سر رهبر باربارين را از تن جدا ساخت و جنگ خاتمه يافت. از آن پس كراتوس و افرادش به خدمت آرس درآمدند و تمام كسانى را كه بر ضد خداى جنگ بودند بى رحمانه از بين مي بردند.
«روح اسپارتا»
قدرت طلبى بزرگ ترين اشتباه كراتوس بود. او و افرادش به روستاى كوچكى كه معبد اهدايى به آتنا در آن قرار داشت حمله كردند و هنگامى كه كراتوس به ورودى معبد رسيد پيشگوى روستا او را از ورود به معبد باز داشت و گفت اگر وارد معبد شود بهاى گزافى خواهد پرداخت. كراتوس بدون توجه به اخطار پيشگو ، او را به گوشه اى انداخت ، درب معبد را شكست و با ورود به آن شروع به كشتار روستاييان پناه گرفته در معبد كرد تا اينكه فرياد آخرين قربانى او را از خون ريزى باز داشت و وقتى به خود آمد كه جسد همسر و دخترش را در جلوى خود مي ديد او آنها را كشته بود و در اين هنگام آرس ظاهر شد و خطاب به او گفت در حال تبديل شدن به يك جنگجوى بزرگ است. با مرگ همسر و دخترش كراتوس به مظهرى از مرگ تبديل شد. او از فرط ندامت و پشيمانى اجساد خانواده اش را آتش زد و از معبد خارج شد ، در بيرون از معبد با پيشگو مواجه شد و به كراتوس گفت تو براى هميشه خاكستر همسر و دختر خود را بر روى پوستت به دنبال خواهى داشت و از آن به بعد كراتوس ظاهرى همانند روح يافت و خاكستر بر روى پوستش نشست تا همگان بدانند او چه كارى كرده است. بدين ترتيب افسانه روح اسپارتا متولد شد.
به دليل نيرنگى كه آرس براي كشتن همسر و دخترش به كراتوس زده بود او اينك يك هدف در زندگى داشت و آن گرفتن انتقام و كشتن خداى جنگ بود.
«حمله به آتن»
با گذشت ده ها سال ، كراتوس با شيطان درون خود مي جنگيد و اميدوار بود تا با تغييرات روحى و فيزيكى اش ، آتنا و ديگر خدايان جنايات او را فراموش كرده و فرصتى دوباره به او بخشند. كراتوس سفرى در پيش داشت و در درياى اژه (Aegean Sea) با گروهى از سربازان و مارهاى بزرگى مانند هيدرا (Hydra) (اين مار نه سر در افسانه يونان باستان توسط هركول كشته مي شود) مواجه شد. پوزيدون با دادن تكنيكى قوى به نام خشم پوزيدون به كراتوس كمك كرد و پس از كشتن هيدرا و پيدا كردن كاپيتان كشتى كليد كابين وى را يافت و كاپيتان را به درون گلوى هيدرا پرتاب كرد. پس از غلبه بر هيدرا ، زئوس آتنا را صدا زد و به او اعلام داشت كه برادرش آرس در شرف حمله به آتن مى باشد و از آنجايى كه خدايان نمى توانستند به شخصه دراين كار مداخله كنند به فكر افتادند تا از كراتوس استفاده نمايند.
كراتوس وارد كابين كشتى شد و كابوس كشتن خانواده اش او را لحظه اى رها نمى ساخت. حتى شراب و زن هاى بسيار نيز نمى توانست اين خاطره هولناك را از ذهن او پاك سازد. كراتوس به مقابل مجسمه آتنا كه درون كشتى بود آمد و از او درخواست كمك كرد و آتنا در جواب وى گفت اگر از نابودى شهر آتن توسط آرس جلوگيرى كند خدايان از گناه هاى گذشته او چشم پوشى مى كنند.
پس از رسيدن به آتن كراتوس از كشتى پيدا شد و در راه رسيدن به شهر با هيولا هاى ارتش آرس مواجه شد و آنها را از بين برد. وى در راه ورود به شهر آتن آرس را مي ديد كه همراه با بندگانش به تخريب شهر مشغولند. كراتوس به دروازه شهر رسيد و با پيشگوى آتن مواجه شد ، اما تا بخواهد با او صحبتى داشته باشد ، پيشگو توسط هارپى (Harpi) ها (جانورانى كه تن و رخسار زن و بال و چنگال مرغ داشتند) دزديده شد و كراتوس به دنبال پيدا كردن پيشگو رفت. در مسير ، زئوس به او قدرت استفاده از بزرگترين صاعقه خدايان را اعطا كرد تا در راه رسيدن به هدفش او را يارى دهد.
كراتوس در راه پيدا كردن پيشگو با پيرمردى روبرو شد كه گودالى حفر مى كرد و پيرمرد چيزهاى بسيارى درباره كراتوس ميدانست , اين امر برايش بسيار عجيب بود ولى وقت بسيار كمى براى پيدا كردن پيشگو و پرسيدن مطالب از وى داشت چون آرس به سرعت در حال پيشروى و خراب كردن آتن بود به همين علت راه خود را ادامه داد و پيشگو را در محل هارپى ها پيدا كرد. او پس از غلبه بر تعداد زيادى از هارپى ها پيشگو را نجات داد.
پيشگو به كراتوس توضيح داد كه تنها راهى كه مي تواند يك خدا را از پاى درآورد دستيابى به جعبه پندوراست. حال كراتوس مى بايست از بيابان روح هاى سرگردان عبور كند و بعد از پيدا كردن كرونوس وارد معبد شده و با موفقيت جعبه پندورا را خارج سازد كارى كه تاكنون هيچ كس موفق به انجام آن نشده بود.
«جعبه پندورا»
كراتوس با انگيزه كشتن آرس از آتن خارج شد و به بيابان روح هاى سرگردان رسيد. او مى بايست سه سايرن(Siren) (نوعى حورى در يونان باستان) را پيدا مى كرد و پس از كشتن آنها ، روح آنان راه ورود به قلعه اى را باز سازد تا كراتوس بتواند كرونوس را بيابد. بعد از اين مهم كراتوس وارد قلعه شد و با دميدن درون شيپورى كرونوس را كه به سختى راه ميرفت صدا كرد. سپس كراتوس از طنابى كه بر روى صورت كرونوس بود بالا رفت و سه روز طول كشيد تا به بالاى پشت كرونوس يعنى به درب معبد پندورا برسد.
او در جلوى درب معبد با زامبى (Zombie) كه مامور سوزاندن اجساد مردگان داخل معبد بود برخورد كرد و زامبى كراتوس را از ورود به داخل معبد منصرف مي كرد و تشويق به برگشتن داشت ولى كراتوس بدون توجه به حرف هاى او وارد معبد شد. در داخل معبد دو خدا براى رسيدن كراتوس به هدفش به وى هدايايى دادند. ميدن (Maiden) خداى شكار ، سلاحى را به كراتوس داد كه اسم خود بر آن بود و هيدز (خداى مردگان) قدرت استفاده از روح موجودات مرده را براى كمك در مبارزات به او اهدا كرد.
كراتوس براى رسيدن به بالاى معبد بايد از سه مبارزه با اطلس (Atlas) و پوزيدون و هيدز سربلند بيرون مى آمد. بعد از پيروزى در اين مبارزات او راه ورود خود را به كوه زئوس پيدا كرد و با نابودى دشمنان بسيار و فرار از دام هاى درون معبد به جعبه پندورا دست يافت.
آتنا به كراتوس تبريك گفت زيرا تا كنون هيچ كس موفق به انجام اين كار نشده بود ، در همان لحظه آرس از يافتن جعبه پندورا توسط كراتوس باخبر شد و ستون شكسته اى را به سمت وى پرتاب كرد و ستون در قلب كراتوس جاى گرفت و او مرد ، سپس هارپى ها جعبه پندورا را به پيش آرس بردند.
«فرار از هيدز»
كراتوس خود را در جهان مردگان و بر روى رودخانه استيكس (رودخانه اى كه هفت بار به دور جهان مردگان مى گردد) مي ديد. او از پایين عالم مردگان راهى را به بالاترين قسمت قلمرو هيدز پيدا كرد و وقتى به آنجا رسيد مشاهده كرد طنابى از سنگى بزرگ آويزان است و كراتوس بدون معطلى از آن بالا رفت و در بالاى طناب خود را در عالم زندگان يافت. پيرمردى كه قبلا او را در حفر كردن گودال ديده بود در اصل با كندن قبرى او را از جهان مردگان نجات داده است. پيرمرد گفت: اى كراتوس تو ريشه اى از خدايان در خود دارى ، و سپس پيرمرد ناپديد شد. (در افسانه ها احتمال مي رود آن پيرمرد زئوس بوده است كه در قالب پيرمردى ظاهر شده)
كراتوس به آتن رسيد و مشاهده كرد آرس شهر را فتح كرده و همه جا را ويران ساخته. كراتوس پيشگو را كه در ميان خرابه هاى معبد به سر مي برد پيدا كرد و پيشگو به او گفت شهر فتح شده و حال زمان انتقام است.
«نبرد نهايى»
كراتوس ، آرس را در حاليكه با غرور به آتنا براى غلبه و فتح آتن نگاه مي كرد مشاهده كرد و جعبه پندورا با زنجيرى در دست آرس آويزان بود. آرس كراتوس را ديد و از زنده ماندن او تعجب كرد اما او را خطرى براى خود نمي ديد و مورد تمسخرش قرار داد. كراتوس با استفاده از صاعقه اى زنجير جعبه پندورا را از دست آرس جدا ساخت و جعبه به زمين افتاد و كراتوس آن را باز كرد.
حال كراتوس قدرت خدايان را به دست آورده بود و هم اندازه آرس شد (حدود 20 تا 23 متر) و براى نبردى سنگين آماده شد. آرس به او يادآورى كرد كه تمام مهارت هاى جنگجويى را از او آموخته و اوست كه كراتوس را جنگجويى بزرگ ساخته اما كراتوس تنها به فكر نابود كردن آرس بود كه ناگهان شش پاى عنكبوت مانند از پشت آرس به او حمله ور شد و مبارزه اى سخت ميان آن دو در گرفت در اين جنگ كراتوس با قدرت انتقام جويى خود پيروز ميدان شد و آرس در انتهاى مبارزه با حيله گرى خود ناگاه كراتوس را به عالم خيال پرتاب كرد. در حال سقوط ، كراتوس به ياد حرف هاى آرس افتاد كه به او گفته بود: راه هاى زيادى براى شكست دادن يك مرد وجود دارد اما موثرترين راه شكست روح او مي باشد. ناگهان كراتوس همسر و دختر خود را درون معبد ديد كه توسط موجوداتى همشكل خود كراتوس مورد حمله قرار گرفته اند و كراتوس تصميم گرفت تا از آنها محافظت كند و مى دانست آرس ميخواهد روح او را شكست دهد. كراتوس موفق به نابودى تمام اهريمنان هم شكل خود شد و رو به آرس گفت من خانواده خود را نجات دادم اما آرس شمشير هاى اهدايى خود به كراتوس را بازپس گرفت و به وسيله آنها خانواده اش را كشت تا هزينه اى باشد براي كراتوس در برابر قدرتى كه بدست آورده بود و بايد مى پرداخت.
كراتوس ناراحت و شكسته از عالم خيال به آتن و صحنه مبارزه بازگشت و در حاليكه آرس خود را براي كشتن او آماده مي كرد كراتوس آخرين هديه خود را از خدايان دريافت كرد و آن شمشير خدايان بود. با به دست آوردن شمشير خدايان توسط كراتوس ، آرس وحشت زده شد و او را به اتحاد دعوت كرد و به او گفت كه در سخت ترين شرايط به كمك آمده و او را از مرگ رهايى بخشيده و يك جنگجوى بزرگ ساخته است. كراتوس به او پاسخ داد كه در كارش موفق بوده ، و شمشير را در سينه آرس فرو كرد. با مرگ آرس جوهر وجود خدايى وى با انفجارى مهيب آزاد شد.
«پايان افسانه»
آتن نجات يافت و بازسازى شد اما كابوس هاى كراتوس همچنان ادامه داشت. او از آتنا درخواست كرد كابوس هايش را از بين ببرد اما آتنا در پاسخ گفت: تنها گناهان گذشته او فراموش مى شود و قولى براى از بين بردن كابوس هايش به او نداده است. كراتوس با شنيدن اين جمله و براى رهايى از كابوس هايش خود را از بالاى صخره اى به دريا پرتاب كرد به اين اميد كه مرگ آرام بخش او باشد.
اما خدايان قصد ديگرى داشتند آنها كراتوس را كه در حال غرق شدن بود از آب بيرون كشيدند و به بالاى صخره بازگرداندند. مجسمه آتنا به كراتوس گفت: شخصى كه چنين كار بزرگى را براي خدايان انجام دهد نمى تواند بميرد و با توجه به مرگ آرس او خداى جنگ خواهد شد. آتنا دروازه اى را به سمت كوه المپ و تخت آرس بازكرد و به كراتوس گفت وارد شود و با ورودش به كوه المپ آتنا شمشير Chaos را دوباره به او هديه كرد. كراتوس بر تخت خداى جنگ نشست و تمام جنگ هاى اعصار تاريخ را در ذهن خود مشاهده كرد او خداى جنگ جديد بود و از اين پس هر مردى كه وارد جنگى مي شد او را مشاهده مي كرد.
كراتوس با شكست آرس و گرفتن انتقام خانواده اش راضى نشده بود او همواره در پى فكر گمشده كودكى خود بود كه آزارش ميداد او پدرش را نمي شناخت. هنگامى كه مادر كراتوس در بستر مرگ بود از او خواست تا نام پدرش را بگويد اما مادرش به موجودى ديو مانند تبديل شد و به سمت كراتوس حمله ور شد , كراتوس با وجود دوست داشتن مادرش ضربه اى به او وارد ساخت و به گوشه اى پرتابش كرد. آخرين كلمه اى كه مادرش پيش از مرگ به زبان آورد اين بود: زئوس.
زئوس پدر كراتوس بود. او فرزند يك خدا بوده است و آرس و آتنا برادر و خواهر وى بودند. شعله هاى خشم و انتقام دوباره در كراتوس برانگيخته شد و اين بار مى خواست انتقام خود و مادرش را از زئوس بگيرد. (در عقايد مردم يونان باستان زئوس را براى ترك كردن خانواده اش مقصر نمي دانستند زيرا همسر او كه مادر كراتوس بود موجودى حسود و نادرست بود و مى توانست موجب مشكلات بسيارى براى زئوس شود همانند همسران آپولو (Apollo) (خداى آفتاب و زيبايى و شعر و موسيقى) و آرتميس (Artemis) (الهه ماه و شكار) و يا هركول (Hercules).
«سرنوشت»
با دست يافتن كراتوس به جعبه پندورا ، كرونوس براي هزاران سال ديگر در بيابان روح هاى سرگردان تبعيد بود و معبد بر پشت وى خاموش و در آرامش و سكوتى ابدى قرار گرفت. افسانه معبد پندورا قرن هاى متمادى زبان به زبان چرخيد و اخيرا معبد جعبه پندورا را در كنار استخوان بزرگى از كرونوس يافته اند و با كشفيات صورت گرفته ، مشخص شده رازها و تله هاى بسيارى در آن وجود دارد و بر اساس يك افسانه قديمى به زودى قهرمان جديدى از آن بر خواهد خواست.

جهت اجرای این فایل شما احتیاج به برنامه Adobe Acrobat Reader دارید.
یکشنبه نوزدهم آذر 1385
عـامل نـاشنـاختـه - PSI FACTOR
عـامل نـاشنـاختـه
كلانتر جكسون در منطقهاي مردابي جسد يك نوجوان گمشده به نام <بيلي هميلتون> را پيدا ميكند كه ظاهرا بر اثر غرق شدن قايق از دنيا رفته است. وقتي سعي ميكند جسد را از آب بيرون بكشد، جسد به طور مرموزي ناپديد ميشود و لحظهاي بعد، پسر خيس و پريشان حال، جلوي نور چراغ قوه ظاهر ميشود. آيا مادر و خواهرش با استفاده از سحر و جادو او را دوباره زنده كردهاند؟ بيل از نظر پزشكي مرده است ولي هنوز نفس ميكشد و راه ميرود. بدنش روز به روز بيشتر تجزيه ميشود. مادر خانواده حامي سرسخت بيلي و دختر عجيبش است و تمام مردم روستا آنها را ساحره ميدانند. اين خانواده هنوز سوگوار مرگ پسر بزرگ خانواده به نام <ست> هستند. توجه دكتر هندريكسون به گازهاي سمي مرداب جلب شده است. از طرف ديگر برادر كلانتر كه ميخواهد خود به تنهايي به ترسهاي منطقه پايان بخشد دست به كار ميشود و به نزديكي خانه خانواده هميلتون ميرود تا آنها را تهديد كند ولي سايهاي مرموز قدم جلو ميگذارد. او <ست> همان پسر مرده خانواده است...> اين بخشهايي از داستان يكي از قسمتهاي سريال <عامل ناشناخته> است. سريالي كه سهشنبهها از شبكه سه پخش ميشود.
ساخت سريال <عامل ناشناخته> از ماه سپتامبر 1996 شروع شد و تا پايان سال 2000 ادامه يافت. در گذشته هميشه
داستانهاي علمي - تخيلي مربوط به زمان آينده، سفر به فضا و موضوعاتي از اين قبيل بود ولي سريال عامل ناشناخته به داستانهايي درباره اتفاقات علمي و در عين حال عجيب و غيرقابل باور اما مستند و واقعي ميپردازد. <عامل ناشناخته> براساس موردهاي علمي است كه به اعضاي سازمان تحقيقات و بررسيهاي علمي )OSIR( ارجاع ميشود. دانشمندان اين سازمان هزاران رويداد غيرقابل توضيح و باورنكردني كه در گوشه و كنار دنيا رخ ميدهد را مورد تحقيق قرار ميدهند و براي اين كار از تكنيكها و دستگاههاي پيشرفته علمي بهره ميگيرند تا به يك نتيجه منطقي براي هر موضوع برسند. داستانهايي كه در اين سريال مشاهده ميكنيم اغلب به نظر باورنكردني و تخيلي ميرسند ولي تقريبا تمام آنها بر پايه مستندات ساخته شدهاند. شخصيتهاي هميشگي سريال عبارتند از: <كانردويل> يك رهبر بالفطره (كه در آخرين قسمت سري اول جان خود را از دست داد)، <پيتر اكسون> عضو هميشه متمرد ولي كوشا، <آنتون هندريكس> پزشكي معتقد، <ليندسي دانر> زني با قوه تخيل بالا، <كلر ديويسون> يك واقعگرا و <مت پرگر> مردي باهوش سرشار. آنها همگي به اين نتيجه رسيدهاند كه شنا كردن برخلاف جريان رودخانه حقايق علمي، كاري نيست كه بتوانند به تنهايي انجام دهند. آنها بايد با هم پيوسته باشند، به يكديگر اعتماد كنند، و روي اطلاعات و هوش يكديگر حساب كنند.
شايد <دن آيكرويد> راوي داستان سرشناسترين هنرپيشه اين سريال باشد. <آيكرويد> متولد شهر اوتاواست و شهرت خود را از سال 1975 به خاطر شركت در يك برنامه كمدي تلويزيوني به نام <برنامه زنده شنبه شب> در آمريكا به دست آورد. او به خاطر بازي در نقش شخصيتهاي معروفي همچون <جيمي كارتر، ريچارد نيكسون، تام اشنايدر و...> به چهرهاي شناخته شده بدل شد و در سال 1977 به خاطر نگارش متن <برنامه زنده شنبه شب> برنده جايزه <امي> شد. آيكرويد زماني نامزد <كاري فيشر> هنرپيشه فيلم جنگ ستارگان بود ولي اين نامزدي زمان زيادي ادامه نيافت. او در سال 1983 با <دونا ديكسون> كه او نيز هنرپيشه بود ازدواج كرد. آنها هم اكنون داراي سه فرزند هستند.
ليندسي دانر
<ليندسي دانر> دختر يك شيميدان برنده جايزه نوبل، براي اينكه در دنياي واقعي زندگي كند، از ثروت پدر چشمپوشي كرد. كنجكاوي سيريناپذير و شخصيت ماجراجوي ليندسي او را به دختري چالاك و هوشيار بدل ساخته است. او انساني كاملا مستقل است كه با ترس ميجنگد و از هر وسيله و تكنيكي براي رفتن به دل ماجرا بهره ميگيرد. ليندسي دانر متعلق به يك خانواده متمول است ولي قادر است كه يك كولهپشتي به پشت خود بيندازد و براي زندگي با مردم و مطالعه سنتها و آداب و رسوم و افسانههاي آنها به هر جايي برود. او عاشق موضوعات اسرارآميز، افسانهها و در هم بافته شدن مسائل متافيزيكي و ماورايي با زندگيهاي روزمره است. ليندسي دانر يكي از دانشمندان OSIR است كه براي تيم اطلاعات جمعآوري ميكند. او معتقد است جامعهشناسي، انسانشناسي و روانشناسي رفتاري ميتواند بيشتر رازهاي خلقت را حل كند. او براي كشف حقيقت از تمام دانستههاي علمي و آكادميك خود استفاده ميكند.
<نانسي آن ساكوويچ> بازيگر نقش ليندسي دانر در سريال عامل ناشناخته است. نانسي در رشته بيولوژي تحصيل كرده و پس از فارغالتحصيلي به عنوان مدل لباس شروع به كار كرد. او در كشورهايي همچون آلمان، ايتاليا، فرانسه و انگليس مانكن بود ولي بعدها به بازيگري روي آورد. اولين نقش او در فيلم <اراده طلايي> بود كه در نقش دختري به نام <تري ونچورا> ظاهر شد ولي بايد بگوييم بهترين و به يادماندنيترين نقش نانسي در <عامل ناشناخته> بود. نانسي به اسب سواري، تنيس، صخرهنوردي و يخنوردي علاقهاي خاص دارد.
كانردويل
<كانردويل> سرپرست تيم و يك فرمانده نيروي دريايي سابق است. او ذاتا انساني رهبر است و در ميان گروه خود تنها
![]() |
كسي است كه حادثه اسرارآميز مثلث برمودا را تجربه كرده و در يكي از سفرهاي كاري با كشتي آن را به چشم خود ديده است. كانر ازدواج نكرده و فرزندي نيز ندارد. او با زبان روسي كاملا آشناست و گذشته او با آن كشور رابطهاي دارد. رابطهاي كه اعضاي تيم از آن بياطلاعند. دويل انساني بلندقامت و پرجذبه است و مشتاقانه به دنبال حل مسائل ماوراءالطبيعه ميباشد. او در قسمت پاياني سري نخست سريال در طي بررسي يك مورد عجيب در روسيه ناپديد ميشود. هر چند كه جسد او كشف نميشود ولي همه مطمئن هستند كه او مرده است. <پل ميلر> بازيگر نقش <كانردويل> در سال 1987 از دانشگاه بازيگري مونترال فارغالتحصيل شد. او در چهارده فيلم جشنوارهاي بازي كرده است كه از جمله آنها <هملت> و <جزيره گنج> ميباشد. پل به سرگرميهاي گوناگوني علاقهمند است. دوچرخهسواري، اسكي و نواختن موسيقي برخي از آنهاست. او عاشق گيتار است و در اوقات فراغت اغلب گيتار مينوازد. پل ميلر در سريالهاي تلويزيوني بسياري نيز ظاهر شده است.
پيتر اكسون
<پيتر اكسون> يكي ديگر از دانشمندان OSIR است. او انساني پرحرف ميباشد كه با جرات به موارد اسرارآميز نزديك ميشود تا به دانستههاي خود بيفزايد. او كه زماني انساني بيش از حد شكاك بود، حال با به جلو رفتن داستان فيلم دريافته است كه همه چيزها آن گونه كه به نظر ميرسند نيستند و هر اتفاقي امكانپذير است. با اين وجود هنوز هم گاهي نظرهاي عجولانه ارائه ميدهد. <باركلي هوپ> هنرپيشه اين نقش ميگويد: <اكسون انساني بينهايت بلندپرواز است. او كمكم درك ميكند كه نگرش سابقش نسبت به كار تغيير يافته و بيشتر تمايل پيدا كرده است كه براي اثبات تواناييهاي خود قدم در راههاي مخاطرهآميز بگذارد. رابطه او با <مت پرگر> همكار خود هميشه توام با اصطكاك است ولي به او احترام ميگذارد. اكسون كار خود را بينهايت جدي ميگيرد و پرحرف است و هر فكري را كه به نظرش ميرسد ارائه ميدهد هر چند كه آن فكر به نظر غيرقابل باور و غيرمنطقي برسد زيرا ميخواهد به هر صورت ممكن رازها را بگشايد.>
دكتر آنتون هندريكس
دكتر آنتون هندريكس انساني بسيار باهوش است و يك فيلسوف به تمام معنا ميباشد. براي هندريكس درون و برون ديگران يكسان است. اگر موضوعي برايش مبهم باشد نميتواند آرام بنشيند. هندريكس يك پزشك كاملا مدرن است كه از نگاه كردن به داروهاي جديد هراسي ندارد. او عشقي بينهايت به فيزيك و پديدههاي مربوط به آن دارد. بخشي از اين علاقه به راز پنهان زندگي او و ناپديد شدن اسرارآميز همسر و دخترش باز ميگردد. او نميداند آنها مردهاند يا زنده ولي بيصبرانه مشتاق است به آنها بپيوندد. هندريكس با استفاده از دستگاههاي كاملا مدرن و تلهپاتي ذهني روان تجربهكنندگان را ميكاود و به موضوعاتي پي ميبرد كه حتي خود آنها از آن بياطلاعند.
<كالين فاكس> بازيگر نقش دكتر آنتون هندريكس يك بازيگر قديمي است كه در فيلمهايي همچون <روشنايي روز>، <عشق و جنگ>، <خيالپردازهاي زيبا> و <تخمهاي ترديد> به ايفاي نقش پرداخته است. او در كنار بازيگران مشهوري مثل سيلوستر استالونه، ساندرا بولاك، كريس اودانل، كريس فارلي و ديويد اسپيد بازي كرده است. فاكس مجري برنامه راديويي موسيقي كلاسيك در تورنتو نيز هست. كالين متاهل است و به همراه همسر و دخترش در حومه تورنتو در كانادا زندگي ميكند.
مت پرگر
<مت پرگر> دانشمندي باهوش و خشك و مهندس مكانيك است. او شاهد تحقيقات برجسته بسياري بوده و يك انسان خبره ميباشد. پرگر پيش از اين براي اف.بي.آي كار كرده و به همين خاطر با موارد جنايي بيشتر درگير ميشود ولي با وجود ظاهر خشك، انساني بينهايت عاطفي است. <مت فروئر> هنرپيشه نقش پرگر با فيلم <مكس هدروم> به شهرت رسيد.
او ابتدا تهيهكننده و نويسنده سريال عامل ناشناخته بود ولي بعد در آن بازي كرد. او در فيلمهايي همچون <عزيزم من بچهها را كوچك كردم>، <هركولهاي ديسني>، <هالك باورنكردني>، <سفر به فضا> و <نسل بعدي> بازي كرده است و شايد پركاري او به خاطر نوع خاص چهرهاش باشد. او در دوران دبيرستان با باركلي هوپ هممدرسهاي بود. فروئر محيطشناس و سخنگوي شبكه زيست محيطي <رين فورست> ميباشد و در زمان فراغت به همراه همسرش آماندا و تنها دخترش براي گردش به ماليبوآ، كاليفرنيا و كبك ميرود.هر يك از اپيزودهاي سريال عامل ناشناخته داستاني مهيج و جذاب را برابر ديدگان بيننده قرار ميدهد. داستاني كه با بيان موضوعات ماورايي و گيجكننده كه گاه مو را بر تن انسان راست ميكند، بيننده را تا آخر فيلم همراه خود نگه ميدارد.
جمعه هفدهم آذر 1385
سریال باغ مظـــفر
سریال جدید و بسیار زیبای باغ مظفر کاری از مهران مدیری این سریال هم هر شب پخش میشه ما هم سعی میکنیم همزمان براتون بزاریم .

جمعه دهم آذر 1385
XBOX-360 ؛ جزئیات بیشتر از زبان پیتر هنسن

XBOX 360 از زبان پیتر هنسن
اعلام عرضه360 Xbox در دو مدل Core System و Premium Edition بحث های زیادی را بین بازیبازها به راه انداخته است. سوالات زیادی در مورد جزییات این دو مدل وجود دارد که دانستن جواب آنها حتی برای کن کوتاراگی (مدیر سونی) هم باید جالب باشد!
برای گرفتن پاسخ به سوالاتی که شاید برای شما هم مطرح شده باشد با Scott Henson مدیر تیم فناوریهای پیشرفته Xbox مصاحبه اي آماده کردیم:
صرف نظر از قیمت, عرضه ایکس باکس 360 در دو مدل با مشخصات متفاوت باعث تعجب ما شد. به عنوان اولین سوال چرا تصمیم گرفتید که از روز اول مخاطبین ایکس باکس 360 را به دو گروه تقسیم کنید؟ یکی از بزرگترین مزیتهای ایکس باکس عرضه آن در یک مدل مشترک بود برخلاف سونی که شما را مجبور به پرداخت هزینه اضافی برای هارد درایو, آداپتور شبکه و غیره می کرد.
اسکات هنسن: خریداران هر دو مدل امکانات مشترکی دریافت می کنند و هر دو مدل مشخصات یکسانی دارند. از نظر سخت افزار هر دو مدل مجهز به سه پردازنده موازی هر کدام با فرکانس 3.2 گیگا هرتز, چیپ گرافیک ساخت Ati (که در نسل بعد بی رقیب خواهد بود), 512 مگابایت رم مشترک, دریافت کننده مادون قرمز داخلی, دی وی دی رام 12x, 3 پورت USB 2.0 برای متصل کردن دسته های بازی و سایر لوازم جانبی, دو ورودی کارت حافظه و یک ورودی برای هارد درایو قابل حمل, پورت اترنت و سیستم بیسیم که تا چهار دسته را پشتیبانی می کند هستند.
از دیدگاه نرم افزار, هر دو مدل کاملا مشابه هستند. هر دو قابلیت اجرای بازیها برروی تلویزیونهای HD و سیستم اسکن پیشرفته تصویری برای دی وی دی را دارا هستند. با هر دو مدل می توانید به Xbox Live متصل شده و نام کاربری خود را ایجاد کنید و به صدها مدل دوربین دیجیتال و پخش کننده موسیقی, ویندوز ایکس پی (برای انتقال عکس و آهنگ) متصل شوید. به علاوه می توانید وارد Media Center مایکروسافت
شوید و به تماشای فیلم, کلیپ های موسیقی و تلویزیون با کیفیت HD بپردازید.
همچنین هر دومدل دارای دسترسی کلاس Silver به Xbox Live می باشند که شامل امکاناتی مختلفی مثل چت خصوصی در حین انجام بازی, دسترسی به لیست دوستان و لیست بازیکنان در حال بازی, اتصال به فروشگاه مایکروسافت برای دانلود فیلم و دموی بازیها می باشد. در این سرویس هر بازیبازدر بازیهایی که به صورت مشترک در اینترنت یا در Xbox در حال انجام می باشند دارای نام اختصاصی, شهرت و امتیازات ثبت شده خواهد بود.
نقاط مشترک زیادی بین این دو مدل برای سطوح مختلف بازیبازان در نظر گرفته شده است که از آنها لذت خواهند برد.
جواب شما برای کسانی که ترجیح می دهند یک مدل, آن هم با مشخصات مدل ) Premiumسازگاری با بازیهای Xbox, دسته بی سیم, کابل AV که با تلویزیونهای HD سازگار است و بازیهای قابل دانلود),
داشته باشند چیست؟ که شاید قیمت 399 دلاری آن با عرضه پلی استیشن 3 به 349 یا حتی 299 دلار کاهش پیدا کند.
یک الگو برای همه مناسب نیست و ما دستگاهی ساخته ایم که به خریداران حق انتخاب می دهد. همه ترجیح می دهند که حق انتخاب داشته باشند به خصوص وقتی که با خرید هر کدام از این دو مدل یک کنسول پیشرفته خواهند داشت. آمارهای اولیه از پیش فروش ایکس باکس 360 نشان می دهد که خریداران از عرضه این کنسول در دو مدل استقبال کرده اند. شکی نیست که اکثر بازیبازان حرفه ای مدل کامل را با قیمت 399 دلار انتخاب می کنند. با این حال تعداد قابل توجهی از خریداران مدل Core را پیش خرید کرده اند. ما انتظار داریم که این خریداران لوازم جانبی مختلفی را متناسب با نیازها و سبک بازیشان در آینده خریداری کنند.
در زمینه تلویزیونهای HD مدل Core فقط با کابل AV عرضه شده است. بهتر نبود که هر دو مدل مجهز به کابل HD-AV به اضافه کابلهای نوری برای صدای استریو عرضه می شدند؟ و آیا این مساله حرکت به سمت تلویزیونهای کیفت بالا (که بازیهای ایکس باکس 360 برای آنها ساخته می شود) را کند نخواهد کرد؟
ما می خواهیم تجربه بازی با کیفت HD را برای تمام کسانی که خواهان آن هستند فراهم کنیم, مهم نیست که از چه نوع تلویزیونی استفاده می کنند, معمولی یا HD.
برای ما تجربه بازی با کیفت بالا فراتر از رزولوشن تصویر و کیفت صدا است. ما عقیده داریم که این تجربه برای همه فراهم است. کابل AV که با مدل Core عرضه شده است برای مشتریانی در نظر گرفته شده که تلویزیون HD ندارند. بازیهای ایکس باکس 360 برای تلویزیونهای HD بهینه شده اند که حتی در تلویزیونهای معمولی هم کیفیت بی نظیری دارند, و شما نیاز به کابل اضافی برای آن نخواهید داشت. این در نهایت بازمی گردد به دادن حق انتخاب به مشتریهایمان.
بحث برانگیز ترین تفاوت این دو مدل نبود هارد درایو در مدل Core است. پس تمام تبلیعاتی که مایکروسافت در این چهار بر نقش حیاتی هارد در اجرای بازیهای ایکس باکس کرده است چه می شود؟
هدف ما در ساخت ایکس باکس 360 این بود که تئوریهای مختلفی را آزمایش کنیم. مثلا اینکه سیستم فاقد حافظه یا هارد درایو باشد و سعی می کردیم که تمام این موارد برای سازندگان مشکلی ایجاد نکند و اصلا مجبور نباشند در مورد اینکه داده ها در کجا ذخیره می شود فکر کنند. این تحقیقات امکان می دهد که در آینده داده ها در جای دیگری مثلا شبکه محلی ذخیره کنیم.
در مورد زمانهای لود بازی که با وجود هارد کاهش می یابند ما یک درایو فوق العاده سریع دی وی دی که بیش از دوبرابر درایو ایکس باکس سرعت دارد (درایو ایکس باکس 5x و درایو ایکس باکس 360, 12x است) را در اختیار داریم. بد نیست بدانید که ما همان ابتدا با طراحان و سازندگان بازی مشورت کردیم و به آنها بین هارد درایو و 512 مگابایت رم حق انتخاب دادیم و همه آنها به روشنی عنوان کردند که رم خیلی خیلی مهم تر از هارد است. ایجاد تصاویر واقعی تر نیاز به زمانهای دسترسی پایین تر دارد که فقط با داشتن حافظه فراهم می شود. چیزهای دیگری مثل بزرگی محیطهای بازی, پیچیدگی مدلها, افکتهای صوتی, هوش مصنوعی و از همه مهمتر اطلاعات متحرک سازی هم از حافظه بیشتر سود می برند.
البته شما باید به مشتریان خود حق انتخاب بدهید ولی وقتی مدل Premium را با دسته بی سیم عرضه کردید (که مسلما با باتری کار می کند) چرا پک شارژر و باتریهای قابل شارژ ( درمجموع 32 دلار)
را همراه آن عرضه نکردید؟ می توانستید آنها را به جای کنترل از راه دور( به قیمت 30 دلار) با مدل Premium عرضه کنید. با این کار شما خریداران این مدل را مجبور به پرداخت هزینه اضافی برای لوازم جانبی دسته بی سیم می کنید.
دسته بی سیم با دو باتری AA (معمولی یا قابل شارژ) کار می کند. پس باتری و شارژر برای کار دسته ها الزامی نیستند و فقط کارایی و مدت استفاده از آنها را افزایش می دهند. همانطور که می دانید ایکس باکس 360 در رابطه با آینده بازیها و سرگرمیهای خانگی است. کنترل از راه دور ایکس باکس 360 با هدف ایجاد بهترین تجربه از سرگرمیها مثل تماشای دی وی دی یا گوش دادن به موسیقی یا تماشای عکس و غیره طراحی شده است. در آخر بد نیست به این نکته توجه کنید که مدل Premium علاوه بر تجهیزات مدل Core دارای یک دسته بی سیم, هارد 20 گیگابایتی قابل حمل, هدست جدید مخصوص Xbox Live, کابل برای تلویزیونهای HD و کنترل از راه دور است. اگر بخواهید تمام این لوازم را جدا خریداری کنید قیمت از 399 دلار خیلی بیشتر می شود.
پس هارد درایو به چه درد می خورد؟ منظورم این است که بازیهای ایکس باکس 360 نمی توانند از مزیتهای آن بهره ببرند, دوربینهای دیجیتال و پخش کننده های موسیقی هم داده ها را مثل بازیها وارد حافظه سیستم می کنند, و از آنجایی که ایکس باکس 360 جایگزین یک کامپیوتر Media Center نیست پس اصلا نیازی به داشتن هارد ندارد. حالا سوال اصلی این است که نقش هارد به جز اجرای بازیهای قدیمی ایکس باکس و ذخیره فایلهای دانلود شده چیست؟
هارد درایو موارد استفاده زیادی در ایکس باکس 360 دارد مثلا ذخیره مراحل بازی, فایلهای اضافی
(راهنمای مراحل, اسلحه ها, نقشه ها و غیره) و اجرای بازیهای آرکید سرویس Xbox Live . علاوه بر این ما قابلیتهای دیگری نیز برای هارد درایو در نظر گرفته ایم که شامل دانلود و تماشای فیلم بازیها و ذخیره مشخصات و میزان پیشرفت بازیبازان می شود. به همه اینها قابل حمل بود هارد را اضافه کنید. ما فکر می کنیم که در نهایت هارد درایو برای چیزی بیش از ذخیره دادها استفاده خواهد شد چون ما روی آن حساب می کنیم. ما به سازندگان بازی اطمینان داده ایم در آینده تعداد هاردهای مخصوص ایکس باکس 360 در فروشگاه ها خیلی بیشتراز میزان فعلی هاردهای مخصوص ایکس باکس خواهد بود, بنابراین آنها می دانند که استراتژی آتی ما بر اساس هارد درایو استوار است. هدف دیگر ما این است که استفاده از هارد را برای سازندگان بازی ساده تر کنیم تا از آن برای اجرای سریع تر داده ها و پایدار کردن gameplay
استفاده کنند. ما اطمینان داریم که بازیبازان یا مدل Premium همراه با هارد را انتخاب می کنند یا هارد جدا را برای مدل Core خریداری می کنند چون ظرفیت این هارد برابر با 320 واحد حافظه است و تنها 2.5 برابر یک واحد حافظه قیمت دارد. ظرفیت این هارد به شما امکان ذخیره تمام بازیها, بیش از 15.000 آهنگ و صدها فایل دانلود شده از Xbox Live را خواهد داد. به علاوه می توانید سی دی های موسیقی را در این هارد ذخیره کرده و در حین بازی کردن به موسیقی مورد علاقه تان گوش کنید. بازیبازانی هم که می خواهند بازیهای ایکس باکس را روی ایکس باکس 360 اجرا کنند به این هارد نیاز خواهند داشت.
سازگاری با گذشته از خصوصیات استاندارد ایکس باکس 360 نیست( چون متکی به وجود هارد است), بنابراین شما می دانید که نینتندو و سونی در مورد این قابلیت ایکس باکس 360 چه خواهند گفت...پاسخ شما چیست؟
وقتی ما برنامه های خودمان را برای سازگاری با گذشته در نسل بعد اعلام می کردیم, رقبای ما هنوز با چگونگی پیاده سازی آن درگیر بودند. صحبت در مورد یک ویژگی یک چیز است و پیاده سازی آن چیز دیگر. اجازه بدهید تا در تعطیلات سال بعد با هم گفتگو کنیم و ببینیم در آن موقع رقبایمان چگونه به قولهایشان عمل کرده اند.(!)
بیل گیتس در آخرین صحبتهایش اعلام کرده بود که ایکس باکس 360 بعد از عرضه پلی استیشن 3 به HD DVD مجهز می شود. اگر این موضوع عملی شود, HD DVD با مدل Premium عرضه می شود یا به عنوان ارتقا برای مدلهای فعلی در نظر گرفته خواهد شد؟ اگر این چنین باشد, خریداری که همین چند ماه پیش 399 دلار پرداخته است و مجبور به پرداخت هزینه اضافی می شود چه احساسی خواهد داشت!؟
جنگ HD-DVD و Blu-Ray بعد از رقابت بین Betamax و VHS بی سابقه بوده است. ما نتیجه را می دانیم و با ایکس باکس 360 ما برنده نهایی یعنی دی وی دی را انتخاب کرده ایم. این یک فرمت استاندارد است که نیازهای بازیبازها را برای یک بازی سریع و بی وقفه بهتر برآورده می کند. آیا HD-DVD به عنوان یک ارتقا برای ایکس باکس 360 در نظر گرفته می شود؟ شاید, اگر تکنولوژی آن کامل شود و تقاضا برای آن وجود داشته باشد این کار را خواهیم کرد. تا آن موقع ما با برنده نهایی یعنی دی وی دی هستیم.
مسلما خرید مدل Premium همراه با هارد خیلی با صرفه تر از خرید مدل Core به اضافه هارد جدا است, اما فکر نمی کنید که قیمت 99 دلار برای یک هارد 20 گیگابایتی خیلی زیاد است؟ با این قیمت شما می توانید یک هارد 80 گیگابایتی external یا حتی یک هارد 200 گیگابایتی internal (که 10 برابر هارد ایکس باکس 360 ظرفیت دارد) بخرید.
به نکته خوبی اشاره کردید ولی شما تمام جوانب را در نظر نگرفته اید. نمی توان هارد ایکس باکس 360 را مستقیما با هارد مخصوص PC مقایسه کرد. هارد ایکس باکس 360 کوچکتر است (از نوع هاردهای 2.5 اینچی که در نوت بوک ها استفاده می شود). انتخاب هارد کوچکتر برای حفظ کوچکی و زیبایی ظاهر کنسول ضروری بود. ساخت این هاردها گرانتر تمام می شود و حتی هاردهای مخصوص نوت بوک ها خیلی گرانتر از هارد های 3.5 اینچی کامپوترها هستند. هارد 20 گیگابایتی مخصوص نوت بوک در حال حاضر به همان قیمت هارد ایکس باکس 360 به فروش می رسد.
حالا که بحث مقایسه بین کامپیوتر و ایکس باکس 360 را پیش کشیدید بهتر است فقط به هارد اکتفا نکنیم.
مثلا کارت گرافیک. جدیدترین محصول Nvidia یعنی Geforce 7800 GTX به قیمت 500 دلار و قویترین کارت ATI یعنی Radeon X850XT به قیمت 400 دلار به فروش می رسند. راجع به آن فکر کنید: شما با ایکس باکس 360 قدرت خیلی بیشتری نسبت به این کارتها بدست می آورید و با صرف هزینه کمتر یک دستگاه ایکس باکس که قطعات آن کاملا با هم هماهنگ است خواهید داشت.
حالا در مورد Ipod شرکت اپل صحبت کنیم. من یک Ipod 20 گیگابایتی دارم که در حال حاضر بدون بازی, قابلیت پخش فیلم, شبکه بی سیم, دسته بازی و کنترل از راه دور به قیمت 299 دلار به فروش می رسد. با این حال مشتریان این محصول را می خرند در حالی که ایکس باکس 360 تواناییهای خیلی خیلی بیشتری دارد.
مدتها قبل از اعلام شما به عرضه ایکس باکس 360 در دو مدل شایعاتی جریان داشت که از این موضوع خبر می داد و شایعات دیگری هم بدین مضمون که مایکروسافت قرار است در آخرین لحظه قیمت ایکس باکس 360 را افزایش دهد در جریان است( چون کن کوتاراگی هم اعلام کرده بود که پلی استیشن 3 قیمت بالایی خواهد داشت و بدون هارد عرضه می شود). نظر شما در این مورد چیست؟
طرح های ما برای عرضه کنسول با طرح های رقیبانمان متفاوت است. قیمت ایکس باکس 360 به درستی در جریان رقابت و خصوصا با توجه به حقوق مشتری تعیین شده است. وقتی قیمت خرده فروشی را تعیین می کردیم توجه ما بیشتر به هزینه های تولید و از آن مهمتر به تاثیری که این قیمت بر مشتری خواهد گذاشت معطوف بود.
سونی تایید کرده است که هارد PS3 را به صورت جدا به فروش می رساند. این هارد قابلیت اجرای Linux و اعمال تغییرات روی کنسول را به مشتری می دهد و کمترین ظرفیت آن 80 گیگابایت خواهد بود. آیا در زمان عرضه کنسول شرکت سونی شما قیمت هارد ایکس باکس 360 را کاهش خواهید داد؟ یا از تکنولوژیهای جدید برای افزایش ظرفیت آن استفاده می کنید؟
بازهم اعلام می کنم که ما تحت تاثیر شایعات قرار نخواهیم گرفت و اظهارات رقیبانمان را وقتی باور می کنیم که محصولات آنها را در فروشگاه ها ببینیم. ما طرحی طولانی را با ایکس باکس 360 پیاده کرده ایم که به ما انعطاف پذیری فوق العاده ای در مقابل خواسته های متفاوت مشتریان می دهد. در حال حاضر ما در حال متحول کردن شیوه های بازی هستیم که بسیار سرگرم کننده , اعتیاد آور و جالب هستند و آن را در کنار سیستمی قرار دهید که تجربه تمام سرگرمیهای خانگی را دربر می گیرد.
منبع : بازی رایانه
جمعه دهم آذر 1385
مایکروسافت آفیس اینترپرایز 2007

Microsoft Office 2007 Enterprise
نسخه ی نهایی مایکروسافت آفیس 200
محیط ظاهری کلیه نرم افزار های مجموعه آفیس به کلی دگرگون شده است و دسترسی به انواع ابزارهای ویرایشی بهتر و راحت تر صورت میگیرد.به طور کلی تمام تغییرات در جهت راحتی کار و ارتباط بهتر کاربر با محیط آفیس صورت گرفته است.
این بسته شامل نرم افزارهای زیر میباشد:
- Microsoft Office Access 2007
نرم افزار ویژه ایجاد و کار با انواع بانک های اطلاعاتی
- Microsoft Office Excel® 2007
نرم افزار صفحه گسترده مایکروسافت جهت تحلیل انواع اطلاعات
- Microsoft Office Outlook® 2007 نرم افزار مدیریت ایمیل و کارهای روزانه
- Microsoft Office PowerPoint® 2007 نرم افزار ساخت و نمایش اسلاید های آموزشی و نمایشی
- Microsoft Office Publisher 2007 نرم افزار نشر مایکروسافت همراه با صدها قالب متنوع آماده
- Microsoft Office Word 2007 معروفترین نرم افزار سری آفیس جهت تایپ و ویرایش متن
- Office OneNote 2007 نرم افزار ویژه ثبت یادداشت های شخصی
- Office InfoPath 2007 نرم افزار ساخت فرم های اداری و ارسال به بانک های اطلاعاتی مختلف
- Office Groove 2007 نرم افزار مدیریتی کارهای گروهی با مجموعه ی آفیس
به همراه 120 فونت استاندارد فارسی
تعداد: 1 عدد سی دی سیلور
قیمت: 2500 تومان
خرید آنلاین - تحویل در محل
دوشنبه بیست و نهم آبان 1385
تصاویری از تظاهرات گسترده ایرانیان مقیم لس آنجلس و دانشجویان UCLA
همانطور که چندی پیش خبر ضرب و جرح دانشجوي ايراني در دانشگاه كاليفرنيا توسط پليس را اعلام کردیم امروز نیز قصد داریم عکس های از تظاهرات دانشجویابن در دانشگاه را تقدیم شما عززاین کنیم .
ماموران پليس آمريكا يك دانشجوي ايراني دانشگاه كاليفرنيا را كه در كتابخانه اين دانشگاه سرگرم مطالعه و كار با رايانه بود، مورد ضرب و جرح قرار دادند.
فيلمي كه يكي از دانشجويان بصورت مخفيانه از روند ضرب و جرح اين دانشجوي ايراني تهيه كرده، موجب گرديد تا ناظران، اين حركت پليس خشن آمريكا را "بسيار تكاندهنده و نژادپرستانه" توصيف كنند.
اين رويداد روز سهشنبه اتفاق افتاده اما رسانههاي آمريكايي خبر آن را تا روز جمعه منتشر نكردند.
مصطفي طباطبائي نژاد دانشجوي ۲۳سالهاي كه خبرگزاري آسوشيتدپرس او را آمريكايي ايراني تبار معرفي كرده، پس از آن كه حاضر نشد كارت شناسايي خود را ارائه و در حال خروج از كتابخانه بود، با تجهيزات ويژه شوك الكترونيكي مورد حمله قرار گرفت.
انتشار اين فيلم، دانشجويان دانشگاه كاليفرنيا را سخت آزرده كرده و روز جمعه در تظاهراتي خواهان رسيدگي به اين موضوع شدند.
دانشجوبان دانشگاه گروههاي فعال حقوق بشر و وكيل طباطبايي نژاد درخواست تحقيقات مستقلي كردهاند و اقدام پليس را عملي نژادپرستانه دانستهاند.
بخشي از فيلم منتشره، طباطبايي نژاد را نشان ميدهد كه از درد ناشي از شوكهاي الكترونيكي به خود ميپيچد و چندين پليس با فرياد از او ميخواهند كه جلوي آنان بايستد.
اين دانشجوي ايراني نيز در ميان درد و ياري خواستن از ديگر دانشجويان خطاب به پليس ميگويد اين گونه از آن قدرت لعنتي خود سوءاستفاده ميكنيد؟ نيروهاي پليس نيز متقابلا ساير دانشجويان را تهديد ميكنند كه اگر نزديك شوند، آنان را نيز هدف حملات الكترونيكي خود قرار خواهند داد.
پليس پس از تشكيل پرونده و قراردادن يك اخطار در آن ، دانشجوي ايراني را آزاد ميكند
ادامه مطلب
دوشنبه بیست و نهم آبان 1385
بابک بیات هنرمندعرصه موسیقی کشورمان بامرگ دست وپنجه نرم میکند
درحالی بابک بیات هنرمندعرصه موسیقی کشورمان بامرگ دست وپنجه نرم میکندهمکاران وهم قطاران این هنرمنددرسکوتی عجیب به سرمیبرند
بگزارش البرزبابک بیات، آهنگساز مطرح موسیقی فیلم و موسیقی پاپ ایران، هفتههاست که به علت نارسایی شدید کبد در بیمارستان ایرانمهر در تهران بستری است.
وی بدلیل عارضه ناشی ازنارسایی کبدهم اکنون دروضعیت نگران کننده ای بسرمیبردووعده های داده شده برای عزیمت به کانادا راه به جایی نبرده است اگرچه گفته میشودعدم عزیمت وی به کانادابدلیل وخامت حال این هنرمندبوده ومسافت طولانی این سفرمیتوانددرتشدیدوخامت حال وی تاثیرگذارباشد.
بیات درحالی هنوزدرایران بسرمیبردکه تنها بیمارستان ایران که درآن عمل پیوندکبدصورت میگیردبیمارستان نمازی شیرازاست .
اما شرایط خونی وجسمی بابک بیات ازدیگرعواملی است که عمل پیوندرابادشواری بیشتری روبرومیسازدبطوریکه گفته میشود با توجه به گروه خونی وی ، باید حتما شخص اهداکننده علاوه بر همگروه بودن به لحاظ خونی، نسبت به او بیست و پنج کیلو اضافه وزن داشته باشد.
علاوه براین اهداکننده بایدحتما دچار مرگ مغزی شده باشد و خانواده متوفی بارضایت نسبت به اهداعضواقدام نموده باشند.
همه این مسایل دست به دست هم داده تا عمل برروی این هنرمندباتعویق صورت پذیرداما این نکته قابل توجه وتامل است که وی بدلیل شرایط خاص ازاحتمال بروزشرایط آنی مصون نبوده هرلحظه که میگذرداحتمال خطربرای وی وجوددارد.
اما دراینجا سکوت عجیب هنرمندان دیگرنسبت به این مسئله بیش ازهرچیزدیگر قابل تامل وتاسف است بطوریکه برای هرواقعه ای درگوشه گوشه جهان هنرمندان کشورمان به اجرای مراسماتی ازقبیل گلریزان و...اقدام میکنندولی دست وپنجه نرم کردن هنرمندی دیگررابامرگ به تماشانشسته اند.
حال وشرایط بیماری بابک بیات نیازمندپولی است تاتمام موانعی که اعلام شده رامرتفع سازدبطوریکه اگرمانع مادی برسرراه نباشدمیتوان به راحتی اقدام به خریدکبدازفردی نمودن که درهرنقطه ازجهان نزدیکترین شرایط رابه عمل موفیت آمیزفراهم میسازد
.:: برای دیدن عکس های بیماری این هنرمند کلیک کنید ::.
ادامه مطلب
شنبه بیست و هفتم آبان 1385
شکنجه دانشجوی ایرانی در دانشگاه UCLA
من واقعا متاسفم که این خبر را عنوان میکنم و ....
من تصمیم گرفتم خبر را به شکل انگلیسی عنوان کنم تا سایر افراد نیز به وقوع حادثه پی ببرند .
خبر به نقل از Associated Press :
By ANDREW GLAZER, Associated Press Writer
Sat Nov 18, 6:00 AM ET
LOS ANGELES - An attorney who was part of a review of excessive force complaints following the Rodney King beating will investigate a UCLA police officer's use of a Taser on an Iranian-American student, the school said Friday.
ADVERTISEMENT
The move came in response to student demands voiced earlier Friday at a news conference and subsequent rally, where speakers said the shocking of Mostafa Tabatabainejad, 23, sent a chill across the campus.
"As students we feel our safety is endangered, and we do not feel safe on campus," said Sabiha Ameen, president of the Muslim Students Association.
Tabatabainejad, 23, was shocked Tuesday night after arguing with a campus police officer who was conducting a routine check of student IDs at the University of California, Los Angeles, Powell Library computer lab.
Campus police say he refused to show his student ID and refused to leave the building when asked.
A few hours after the rally, acting Chancellor Norman Abrams announced he had chosen Merrick Bobb, the founder of a local nonprofit dedicated to police reform, to lead an independent investigation.
Bobb served as staff attorney for the Christopher Commission, which was formed to examine allegations of excessive force in the Los Angeles Police Department after the King beating in the early '90s.
"I have complete respect for, and confidence in, (campus police)," Abrams said. "But there are times when it is helpful to turn to an outside review as well."
University Police Chief Karl Ross said he had recommended the independent probe.
"While I am confident of our ability to perform a fair and thorough investigation, I am also cognizant of the need for a transparent review," Ross said.
Police said they shocked Tabatabainejad after he urged others to join his resistance and a crowd began to gather. Footage from another student's camera phone showed Tabatabainejad screaming on the floor of the computer lab.
Students at the news conference said there was no sign Tabatabainejad was targeted because of his ethnicity. But his lawyer disagreed.
Civil rights attorney Stephen Yagman announced separately that he plans to file a lawsuit charging that the American-born Tabatabainejad was singled out because of his Middle Eastern appearance.
Abrams cautioned the public against jumping to conclusions before an investigation is completed.
"It would be best if everyone, within and without the university, would withhold judgment pending review of the matter," Abrams said in an earlier news release.
این هم فیلم حادثه :
برای حمایت از این دانشجو خواهش میکنم عبارت " WE WANT JUSTICE FOR MOSTAFA " را به ایمیل های زیر بفرستید :
chancellor@conet.ucla.edu
evc@conet.ucla.edu
kross@ucpd.ucla.edu
brattonw@lapd.lacity.org
beckc@lapd.lacity.org
mayor@lacity.org
garcetti@council.lacity.org
rdelgadillo@atty.lacity.org
متشکر از شما دوست عزیز ...










